سفر با موتورسیکلت به ازمیر ترکیه (سپتامبر 2022)

روز یکم سپتامبر ساعت 5.20 صبح از شرق تهران با موتور بنلی تی ار کی 250 سی سی مجهز به باکس و لوازم سفر به قصد ماکو حرکت کردم. رفتم ستارخان و طبق هماهنگی که با دوستم انجام داده بودم دو هزار دلار هم به عنوان پشتیبان سفر از او گرفتم و به سمت کرج و سپس قزوین به راه افتادم.ساعت 6.30 پمپ بنزین کردان بنزین زدم. ساعت 8.30 در مرکز شهر قزوین صبحانه عدسی خوردم و مجددا وارد اتوبان شده به سمت زنجان رفتم. در بین راه هر یک ساعت توقف و استراحت کوتاهی داشتم. ساعت حدود 15 به تبریز رسیدم و از کمربندی به صوفیان رفتم و آنجا ناهار یرلما یومورتا(نان و سیب زمینی و تخم مرغ) خوردم. ساعت حدود 19:30 و در آستانه غروب آفتاب به ماکو رسیدم و پس از تعویض روغن و فیلتر روغن موتور که از تهران خریده بودم در پارک کنار ترمینال ماکو کمپ کردم و شام را جزوز (نوعی سیب زمینی سرخ کرده و غذای محلی) صرف شد. در اینجا با چند جوان ماکویی که برایم چایی آوردند به گفتگو نشستیم و سپس خوابیدم تا صبح همسرم به ترمینال ماکو برسد و برای عبور از مرز به بازرگان برویم.

ساعت 9 صبح مرز بازرگان بودیم. عوارض خروج از کشور را پرداخت کردم اما به علت قطعی سیستم ساعتی زمان برد تا در سیستم پلیس گذرنامه بنشیند. پس از پرکردن فرم خوداظهاری در گمرک بازرگان و ثبت مهر خروج به درب خودرویی رفتم و ساعتی نیز آنجا معطل شدیم. همسرم اما مرز را رد کرده بود و آن سوی مرز منتظر من بود. از مرز ایران رد شدیم و تازه ابتدای معطلی مرز ترکیه و بعد از ساعتی معطلی نهایت ساعت 13 موتور را برای اسکن به منطقه اسکن بردم و وسایل را همانجا روی زمین قرار دادم و بازگشتم و دوباره وسایل را چیدم. نهایتا ساعت 14 وارد ترکیه شدیم. بیمه سبز ایران داشتم و مشکلی برای خرید بیمه نبود(10 یورو برای 15 روز بیمه شخص ثالث موتور -در تهران خریده بودم - نمایندگی نبش خ مطهری) ناهار را در رستورانی بر جاده دوبایزید خوردیم و شش باکس سیگاری که با خودم آورده بودم را به فروشگاه روبروی آن رستوران فروختیم و لیر تهیه کردیم. پس از صرف ناهار جاده آغری را در پیش گرفتم و ساعت 17 عصر جلوی دانشگاه آغری مقداری استراحت کردیم و چای خوردیم. در مسیر از شهر کوچک خراسان عبور کردیم و از مسجد آن شهر آب برداشتیم. ساعت 18.30 به پل باستانی منطقه زیارت رسیدیم و دیدن کردیم و نهایتا حدود ساعت 21 به ارزروم رسیدم و به مرکز شهر رفته و پس از خرید سیم کارت با هزینه 290 لیر، هتل پولات را برای اقامت به مبلغ شبی 350 لیر برای دو نفر گرفتیم و به استراحت پرداختیم.

صبح روز سوم سفر به گشت در ارزروم گذشت، مدرسه یاقوتیه در محوطه پارک مانند مرکز شهر و در ادامه مدرسه کیفته میناره لی روبروی قلعه ارزروم و ساختمان هایی متعلق به دوره قبل از اسلام و ابنیه تاریخی متعلق به دوره سلجوقیه ، بعد از آن ساعت 11 صبح به سمت ارزینجان رفتیم و پس از عبور از چند گردنه برای ناهار در بین راه ایستادیم. اینجا ابراهیم کارگر رستوران اهل کردستان ایران را دیدیم او غذای ران مرغ سرخ شده را به ما توصیه کرد(طاهوک) و در کنار آن نوشیدنی آب شلغم تند. از ابراهیم خداحافظی کردیم و به سوی سیواس رفتیم.در بین راه هم پمپ بنزین کمی وجود داشت که بنزین داشته باشد و برخی تعطیل بودند و استرس بی بنزین ماندن برای برنامه ما جالب نبود که البته نهایت بنزین زدیم. شب به سیواس رسیدیم خیلی خسته بودیم. حال و هوای شهری مدرن که در آستانه روز ملی و فستیوالی سیاسی بود را داشت. به سختی یک پارک برای چادر زدن پیدا کردیم و استراحت کردیم.

روز چهارم با جمع کردن چادر و گشتی در منطقه تاریخی شهر سیواس و بازدید مناره های تاریخی آن گذشت. مسیر را ادامه دادیم و در شهر کوچکی به نام سارکیسلا ایستادیم و نان گرفتیم و قهوه درست کردیم و کسی هم مقداری گوجه و فلفل برای ما آورد و صبحانه خوردیم. در ادامه مسیر به سمت کایسری رفتیم و در این میان از آبشار سیزیر دیدن کردیم که آبشار خیلی بزرگی نبود اما طبیعت خوبی داشت و مقداری جاده فرعی را باید طی می کردیم. ساعت حدود 15 به شهر کایسری رسیدیم در میدان اصلی شهر موتور را پارک کردم و کلاه ها را قفل کردیم به موتور به پلیس گفتیم در حد نیم ساعت آن منطقه را ببینیم و برگردیم. موزه سیتادل در میدان جمهوریت و مسجد هناک خاتون و منطقه ملک قاضی را دیدیم که همه در یک قسمت متمرز بودند به نظر می رسید موزه زیبایی داشته باشد اما ما به دیدن همان اشیا بیرون موزه اکتفا کردیم و به سمت گورمه و کاپادوکیا به راه افتادیم. در نزدیکی کاپادوکیا کیفیت جاده کاسته شد ، ساعت 17 به آوانوس شهر موزاییک و سفالگری در کنار رودخانه ای زیبا رسیدیم و ناهار را دونر خوردیم. یک ساعت بعد در گورمه بودیم و خانه های کنده شده در دل کوه و ازدحام توریست هایی از سراسر جهان در این منطقه مشهود بود.کاپادوکیای زیبا جایی که سال ها دوست داشتم می رفتم الان پیش رویم بود. به یک کمپینگ رفتیم و با پرداخت سیصد لیر یک شب چادر زدیم در بالای ساختمان به نحوی که بالن ها را بتوانیم در ابتدای صبح تماشا کنیم (اصطلاحا پاناروما کمپینگ). شب را با صدای موسیقی آرام و محلی پیچیده شده در فضای نورانی صخره های کاپادوکیا به خواب رفتیم و صبح زود ساعت 6صبح با صدای مشعل بالن ها از خواب برخواستیم و چه منظره ای بود قبل از طلوع آفتاب، حسابی فیلم و عکس گرفتیم و مهیا شدیم برای موتور سواری به سمت غونیه.

صبح روز پنجم کاپادوکیا را در ساعت 8.30 صبح ترک کردیم و یک راست به سمت غونیه رفتیم. حوالی ساعت 13 به غونیه رسیدیم و به مزار مولانا رسیدم. پس از زیارت قبر این عارف و شاعر بزرگ به سمت افیونسکراشهیر ادامه مسیر دادیم و در بین راه در حاشیه پمپ بنزین کوفته خوردیم. سپس در شهر کوچکی به نام ایلگین در یک شیرینی فروشی چای و نسکافه و باقلوا را به عنوان عصرانه میل کردیم. پیش از غروب از روبروی یک شهر گذشتیم که نشان آن یک ملا برعکس نشسته بر روی یک الاغ بود. شهر ملانصرالدین شهر آکشهیر و از سر کنجکاوی رفتم تا مزار او را بیابم. به آرامستان شهر رفتیم و بالاخره مزار ملانصرالدین را پیدا کردیم و فاتحه ای خواندیم. آرامستانی که پر بود از لاکپشت هایی که بین علف و گل و درخچه ها در تردد بودند. ساعت 18 بود و هوا هم کمی ابری و به هم ریخته به نظر می رسید. با شمورتی که با هم داشتیم قرار شد هتل بگیریم و اکشهیر بمانیم. از مردی در مغازه املاکی سوال کردیم هتل کجاست جلو افتاد و ما را به میدان اصلی و خیابان پشتی آن برد جایی که یک هتل چوبی زیبا به نام کوچوکاگا کوناگی تاریخی هتل بود. با پرداخت 400 لیر یک شب اتاق گرفتیم و سپس به گشت و گذار در آکشهیر پرداختیم. شهری با سنگفرش های زیبا ، مناره ای بلند، خانه های روستایی ساده و جذاب، مزار علمای منطقه و موزه ای کوچک اما جذاب که برخی را صبح روز بعد دیدن کردیم. شب شام را در زیر باران شدید به رستوران معروف آن شهر رفتیم و پس از صرف شام استراحت کردیم. اکشهیر شهر زیبایی بود که برخورد صمیمی خانم هتل دار هم چه در تهیه قهوه و چای و تدارک صبحانه فردا بسیار اثرگذار و به یاد ماندنی بود.

صبح روز ششم پس زا صرف صبحانه ای خوب در هتل اکشهیر و گشتی مختصر در این شهر کوچک زیبا به سمت دنیزلی به راه افتادیم از جاده ای فرعی و دوطرفه پیش رفتیم و ناهار را در شهری بین راه خوردیم که تپه های اطراف آن پر از توربین های بادی بود.ساعت حدود 18 عصر به پاموکاله در حومه دنیزلی رسیدیم و به سرعت بلیط های 200 لیری برای هر نفر گرفته وارد محوطه چشمه های تراورتن سفید شدیم و بالا رفتیم تا به محوطه باستانی هراپولیس رسیدیم و غروب تماشایی دنیزلی را در هراپولیس بودیم.امفی تئاتر هراپولیس و محوطه باستانی که پر از اسرار تاریخی و قصه های جذاب عهد قدیم است.شب شده بود به محل پارک موتورسیکلت که نزدیک یک کافه روبروی پاموکاله بود بازگشتیم و پس از پرس و جو برای کمپ نهایتا در همان حوالی کنار یک پارک آبی بزرگ با پرداخت 250لیر برای اجازه کمپ در محوطه آن کمپ کردیم. استراحت کردیم و صبح باز هم بالن هایی را دیدیم که مثل کاپادوکیا بر فراز پاموکله در حال حرکت بودند.

صبح روز هفتم پاموکاله را ترک کردیم و از میان باغ ها و روستاهای منطقه و جاده های فرعی به سمت ازمیر رفتیم. در روستای کوچکی چای نوشیدیم و کیک و بیسکویت صبحانه مان شد. در مسیر دنیزلی به پاموکاله چیزی که بیش از همه به چشم می آید باغ های بزرگ انگور است که به نظم و ترتیب خاصی درخت ها در آن آرایش شده اند. هر از چندگاهی کارخانه های تبدیلی مثل کنستانتره سازی هم دیده می شد. حوالی ظهر به منطقه گونی رسیدیم و ابشاری دیگر در 5 کیلومتری یک جاده فرعی ما را به سمت خود کشاند و البته جاده زیبایی داشت اما زا آبشار خبری نبود و تنها قطره هایی آب از بالا روی علف ها سرازیر بود. گونی پر از درخت انجیر و توت و میوه بود. آن سوی یک سد آب که برای رسیدن به‌ آن از جاده روی دیواره سد گذشتیم. در رستورای کنار آبشار گونی ماهی قزل آلای تنوری خوردیم و سیب زمینی و پیاز تنوری با کره محلی که چسبید. سپس مسیر رفته را بازگشتیم و با توقف های کوتاهی که داشتیم نهایتا حدود 18.30 عصر به ازمیر رسیدیم. وارد ازمیر شدیم پر از ترافیک و مملو از ماشین بود. به سمت تعمیرگاه موتور رفتیم برای پرس و جو در خصوص تهیه لاستیک خارجی اما فروشگاه لاستیک بسته بود. در آن کنار یک تعمیرگاه موتور بود که قصد کردم روغن موتور را بعد از دوهزار و دویست کیلومتر که از مرز آمده بودم عوض کنم و او هم دوستی به نام شاهین داشت که با واتساپ با او ارتباط گرفت و شاهین هم دقایقی بعد به آنجا آمد و در ترجمه کمک مان کرد. با پرداخت مبلغ زیادی حدود 600لیر تعویض روغن و تنظیم موتور انجام شد. سپس یک هتل از اینترنت پیدا کردیم و رفتیم تا استراحت کنیم. هتل در منطقه خوبی نبود و صرفا برای استراحت آن شب را صبح کردیم و خستگی هم اجازه گشتن بیشتر برای هتل نمی داد.برای صرف شام هم با گشتن دنبال رستورانی مناسب نهایتا همبرگر و چیزبرگر نصیبمان شد.

صبح روز هشتم رفتیم و از فروشگاهی در ازمیر لباس موتورسواری خریدیم. حدود 5400لیر برای دو دست لباس موتور صرف شد از نحوه برخورد و رفتار فروشنده ها که جوان هم بودند خیلی ناراحت بودیم و به هر حال ازمیر برای ما محل گذر بود و جذابیتی نداشت. ازمیر را به سمت آلاچاتی و چشمه ترک کردیم و تا حوالی ظهر در چشمه و آلاچاتی بودیم. اینجا آخر خط ما بود و رو به روی ما آب های مشترک اروپا و ترکیه و عکس هایی گرفتیم و ترجیح دادیم شب را کنار ساحل مدیترانه در شهر ساحلی اورلا بمانیم . در ساحل اورلا کمپ کردیم و شب قیمه خوردیم و سگی که با مقداری قیمه تا صبح در کنار چادر ما نگهبانی داد و هر از چندگاهی با صدای پارس او از خواب می پریدیم.

صبح روز بعد(نهم) با پوشیدن لباس موتور به سمت کوش آداسی رفتیم. پس از گشتی مختصر در کوش آداسی و ساحل آن به سوی منطقه تاریخی افسوس (افس) رفتیم. سلجوک نام شهری بود که در مسیر آن به افس رسیدم. افسوس زیبا را با پرداخت بلیط نفری 200 لیر دیدیم. کتابخانه سلسیوس زیباترین جای این منطقه تاریخی بود. سپس به روستای شیرینجه سری زدیم و ناهار در شیرینجه خوردیم (گرانترین غذای سفر اینجا صرف شد) و پس از ناهار به سمت هفت خان راه افتادیم جاده ای که قرار بود ما را به دنیزلی برگرداند. در مسیر جاده ای خاکی را اشتباه رفتیم و با سلام و صلوات بالاخره دم غروب مسیر اصلی را پیدا کردیم و در کنار ریل قطار هم از پیرمرد کرمانجی مقداری آب گرفتیم و استراحت کردیم. سپس ادامه دادیم تا شهر نازیلی در شهر نازیلی هتل داشت اما چون بر خیابان بود و موتور را باید در خیابان می گذاشتم باز هم ادامه دادیم تا به منطقه گونی حدود 40 کیلومتر مانده به دنیزلی رسیدیم و هتل و اسپای گونی با آب گرم معدنی گونی را برای یک شب به مبلغ 350 لیر گرفتیم.

صبح روز دهم پس از صرف صبحانه ای خوب در هتل اسپای گونی به سمت دنیزلی و سپس آنتالیا حرکت کردیم. مسیر پر فراز و نشیبی بود در حومه دنیزلی و حومه آنتالیا جنگلی می شد و ساعت 16 به آنالیا رسیدیم و به خانه دوستمان داریوش رفتیم. داریوش همنورد کوهنورد من بود. با استقبال گرم داریوش خستگی از تنمان بیرون رفت. عصر به پارک ساحلی دودن رفتیم که در در نزدیکی منزل داریوش بود. آبشار بزرگ دودن را در هنگام غروب دیدیم. شام را عدس پلو پختیم و روز بعد هم به گشت مختصری در پارک دودن در مرکز آنتالیا و شهر قدیم انتالیا گذشت. برنامه ما این بود که دو شب آنتالیا باشیم اما با توجه به احتمال بارندگی این اقامت به سه شب رسید و شنای در دریای مدیترانه و چرخی در شهر خستگی سفر را از ما دور کرده بود.

صبح روز سیزدهم ساعت 10 صبح ضمن تشکر از مهمان نوازی داریوش با او و آنتالیا خداحافظی کردیم و به سمت آلانیا راه افتادیم. ساعت 13 به آلانیا و قلعه آن رسیدیم . چند عکس گرفتیم و گشتس مختصر زدیم و به سمت مرسین ادامه دادیم. در مسیر از ساحل زیبای شهر ترکلر گذشتیم. از میان باغات موز و کاکتوس فراوان و شهر آنااور که مرکز موز بود. ساعت 9 شب به نزدیکی مرسین رسیدیم و یک کمپ سایت پیدا کردیم و آنجا کمپ کردیم. قرار بود سیلیفکه بمانیم اما چون هتل مناسبی پیدا نکردیم ترجیح دادیم بیشتر برانیم تا به نزدیکی مرسین برسیم. شام همبرگر کنار خیابانی خوشمزه ای خوردیم. شب را در کمپ چادر زدیم و خوابیدیم و هفتاد لیر پرداختیم.

صبح روز چهاردهم از شهر مرسین با چراغهای قرمز متعددش عبور کردیم. به غاز اصحاب کهف رفتیم و آبشار ترسوس را بازدید کردیم. به سمت آدانا رفتیم و ظهر به آدانا رسیدیم. ناهار در نزدیکی برج ساعت آدانا کباب خوردیم. در آدانا چرخی زدیم و به سمت قاضی عینتاب رفتیم. به شهر قاضی عیناب رسیدیم و در نزدیکی قلعه زیبایش که نورپردازی شده بود هتل گرفتیم و استراحت کردیم و شب هم از فروشگاه میگروس نزدیک هتل مقداری خرید کردیم.

صبح روز پانزدهم رفتیم و صبح قاضی عینتاب را دیدیم مغازه های متعدد چاقو فروشی و میوه فروشی و لبنیات و ادویه جات محلی اطراف قلعه را احاطه کرده بود. برنامه ما رفتن به سمت نمرود داغی بود. که در نزدیکی شهر ادلی یمان قرار دارد. ساعت ده صبح شهر را ترک کردیم. به ادلیمان رفتیم و ناهار آنجا دونر خوردیم به قیمت مناسب، مردم خوبی داشت. به سمت جاده باستانی نمرود داغی رفتیم جاده ای که حدود 60 کیلومتر سنگفرش شده بود و سرعت ما را به حداقل رساندو در مسیر از منطقه باستانی گذشتیم که یک غار با پله های متعدد و کتیبه و نقش برجسته سنگی بسیار کهن در آن وجود داشت. نفری 50 لیر ورودی مجموعه کوه نمرود داغی دادیم و با موتور تا پای پله های در ارتفاع 2500 متری رفتیم. پله های متعددی را بالا رفتیم و به مجسمه های سر غولپیکر رسیدیم از چهر شاه و سربزا و ملکه و عقاب و شیر. نزدیک غروب بود که به سمت دیاربکر به راه افتادیم و مسیر طولانی در پیش داشتیم و مدت زیادی را در شب با موتور رانندگی کردم و هوا هم سرد شده بود و ما هم خسته راه بودیم و بنزین هم کم داشتیم. خلاصه به دیاربکر رسیدیم و هتلی که دوستی در قاضی عینتاب به ما معرفی کرده بود رفتیم و موتور را در لابی هتل گذاشتیم. پیش از آن از خیابانی گذشتیم شبیه خیابان مولوی که سر بعضی کوچه ها گشت پلیس و حتی خودروهای زرهی وجود داشت ظاهرا این مکان اسلحه فروشی هم داشت جایی که سله کبوتر و مرغ هم بود و مثل فیلم های جنایی آن هم در شب از آن گذر کردیم که ناگهان پلیس ایست داد و گفت مدارک بدید و مدارک نشون دادیم و گفت داخل باکس هاتون چیه ما هم گفتیم توریست اون فکر کرد میگیم تروریست! اصرار را بیشتر کرد مگه تروریست خودش رو معرفی میکنه آخه! داشتم مجبور می شدم پیاده بشم و باکس ها را باز کنم که همسرم گفت البسه داخل باکس ها هست و گفت فوری برید از این محله و ما هم گوش کردیم. رفتیم و از زیر یک دیوار بزرگ گذشتیم که شهر را به دو قسمت تقسیم می کرد. هتل را پیدا کردیم و شام را در یک رستوران مرکز آن منطقه صرف کردیم. دیاربکر شهر قدیمی با فرهنگ مخلوط ترک و کرد بود. صبح روز بعد در کوچه پس کوچه های دیاربکر قدم زدیم نمادش هندوانه بود. همه جا عکس خواننده معروف احمد کایا دیده می شد.چایخانه های متعدد و بازارهای سنتی و تیمچه ها در بازار دیاربکر حال و هوای جذابی داشت.

ساعت حدود 10 صبح روز شانزدهم دیاربکر را ترک کردیم. در مسیر در شهر شور و کوزلیک توقف کوتاهی داشتیم. ساعت حدود 14 ظهر به شهر تاتوان رسیدیم که در ساحل غربی دریاچه وان قرار دارد. ناهار پیده خوردیم. مدتی را در فروشگاههای لباس تاتوان برای خرید گشت زدیم و پس از خرید مختصری به سمت شهر وان ادامه مسیر دادیم. ساعت 16:30 تاتوان را ترک کردیم و هنگام غروب آفتاب به وان رسیدیم. هوا در مسیر سر و سردتر می شد و ارتفاع بالاتر مشهود بود. باتوجه به ایام تعطیل، وان پر از مسافران ایرانی بود و خیابان ها مملو از ایرانی هایی که برای خرید به این شهر آمده بودند. هتل ها همه پر بودند. یک هتل پیدا کردیم که اتاق داشت اما خیلی گران بود. پس از دقایقی رسپشن هتل کریستال که یک خانم ایرانی بود به چندجا زنگ زد که برای ما اتاق بگیرد و نهایتا جای کارکنان هتل را برای ما تخلیه کرد و اتاقی دوتخته که برای استراحت مناسب بود برای ما در همان هتل مهیا کرد. شب تجربه استحمام در حمام ترکی هم داشتیم و جالب بود. گشتی شبانه در وان زدیم و رفتیم برای استراحت شب آخر.

روز هفدهم سفر پس از صرف صبحانه، خداحافظی با سرکان کارمند خوش برخورد هتل و با رفتن به ساحل دریاچه وان شروع شد. روز آخر ترکیه بود و به سمت مرز رازی رفتیم. ساعت حدود 10 صبح زا وان حرکت کردیم و حدود 13:30 از مرز رازی گذشتیم و پس از چک موتور و کارهای ورودی وارد پایانه نه چندان مناسب رازی شدیم. طرف ایران خیلی به هم ریخته و با شکل و شمایل روستا بود اما طرف ترکیه پایانه مناسبی داشت. به شهر خوی رفتیم و پس از صرف ناهار به سمت تبریز حرکت کردیم. غروب به تبریز رسیدیم اما هیچ اتوبوسی نبود تا همسرم با ان به تهران بیاید. لاجرم سواری گرفتم برایش و خودم به خانه دوستم سلیم رفتم.

صبح روز هجدهم ساعت 9 صبح تبریز را ترک کردم و از مسیر اتوبان به سمت تهران آمدم در میانه راه سری به محمد چگینی رفیق کوهنوردم در قزوین زدم و با هم قهوه ای خوردیم و کلاهی که از نپال برایم یادگاری آورده بود را از او هدیه گرفتم. نهایتاساعت 7:30 شب به کرج رسیدم و پس از ترافیک کرج نهایتا ساعت 9 شب به منزل رسیدم و 6300 کیلومتر سفر 18 روزه ما به ازمیر به پایان رسید.

نکات سفر:

این سفر در دلار 25 هزار تومان تا 29 هزار تومان انجام شد. لیر ترکیه 1700 تا 1800 تومان نوسان داشت.

بنزین معمولی در جایگاه های سوخت ترکیه بین 18 تا 19 لیر ترکیه برای هر لیتر بود.

هزینه هتل ها به طور متوسط برای هتل های با صبحانه و سه ستاره متوسط 350 تا 400 لیر در شهرهای کوچک بود.

برای کمپ در کاپادوکیا هم بین 200تا 300 لیر برای هر شب دریافت می شد. در نزدیکی مرسین 70 لیر پرداختیم. در پاموکاله 250 لیر پرداختیم.

بلیط ورودی افسوس، پاموکاله و هراپولیس هر نفر 200 لیر بود.

بلیط ورودی نمرود داغی 50 لیر بود.

گزارش صعود به قله آتشکوه دوم دی ماه 1401 باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند

به نام خدای رنگین کمان

برنامه دوازدهمین صعود اعضای آموزشی 1401 باشگاه دماوند سرپرست برنامه : آقای حسین ابوالحسنی کمک سرپرست : آقای اباذر جبرائیلی اعضای شرکت کننده : 14 نفر ـ معرفی قله آتشکوه با ارتفاع 3713 متر در منطقه البرز مرکزی و درقسمت شمال روستای افجه از توابع لواسان کوچکِ شهرستان شمیرانات واقع شده است.آتشکوه بر روی خط الراسی واقع شده که از سمت شرق به قله ریزان با ارتفاع 3571 متر و در سمت غرب به قله مهرچال با ارتفاع 3912 متر متصل شده است.هچنین از طریق یالی گرده ای از سمت جنوب به قله ساکا با ارتفاع 3315 میرسد. صعود به قله آتشکوه عموما از شمال روستای افجه و دشت سوستون انجام میشود که دارای دو مسیر متداول است : مسیر تابستانه از دشت سوستون و از گردنه یال مشترک با قله ساکا و مسیر زمستانه که از پشت آبشار سیاه لت منتهی به یال سنگی مابین ریزان و آتشکوه و همچنین قله سیاه لت )یابو چال( میباشد که طبیعتا انتخاب گروه ما هم برای صعود مسیر زمستانه از قله سیاه لت بود. مسیر صعود از روستا ی افجه در قسمت شمال که دارای جاده ای خاکی آفرودی به سمت دشت گرچال و دوراهی سوستون به سمت چپ میباشد.روستای افجه 5 کیلومتری شمال شرقی لواسان واقع شده و دارای آب و هوایی ییالقی میباشد و نیز دارای راه آسفالت تا ابتدای مبدا صعود است. در اوایل مسیر پس از حدود 30 دقیقه پیمایش شیر آبی جهت نوشیدن و تامین آب وجود دارد و در ادامه مسیر اگر چشمه ها و جوی ها یخ نزده باشند امکان برداشتن آب با احتمال کمتری وجود دارد.آنتن دهی موبایل و اینترنت تا باالی آبشار سیاه لت وجود دارد و در ادامه مسیر در برخی نقاط بصورت مقطعی موبایل آنتن دارد. ارتفاع تقریبی مبدا صعود 2060 متر / ارتفاع صعود شده 1653 متر / مسافت طی شده در مسیر رفت و برگشت 15.5 کیلومتر در مدت زمان 12 ساعت.و ضعیت آب و هوایی در روز صعود ناپایدار،آفتابی در ابتدا و انتهای مسیر،ابری روی گرنه سیاه لت و روی قله به هنگام بازگشت. - شرح برنامه برنامه صعود به قله آتشکوه دوازدهمین برنامه اعضای آموزشی باشگاه دماوند در سال 1401 که در تاریخ دوم دی ماه ساعت 5 صبح از مقابل درب باشگاه آغاز شد.که در این برنامه اعضای باشگاه به دو تیم تقسیم شدند که تیم دوم به سرپرستی جناب آقای بهرامی به قله پرسون صعود کردند.راس ساعت 5 به سمت روستای افجه حرکت کردیم و ساعت 6 به مبدا صعود ابتدای مسیر دشت گرچال و گیت نگهبانی رسیدیم.گروه پس از آماده شدن و هماهنگی های اولیه با سرقدمی خود آقای ابولحسنی به سمت قله آتشکوه حرکت کرد. ساعت 7 صبح به دوراهی دشت گرچال و ساعت 7.45 تقریبا همزمان با طلوع آفتاب از فراز قله پرسون به اتاقک کنار لوله آب رسیدیم و برای صرف صبحانه و معارفه حدود 40 دقیقه توقف کردیم.هوای کامال آفتابی و مطبوع لذت صرف صبحانه را دو چندان میکرد. پس از استراحت صبحانه از مسیر زمستانه به سمت شمال و شیبی تند که به باالی آبشار منتهی میشد حرکت کردیم که بعلت نبود برف مناسب در دامنه حرکت را دشوار میکرد.قبل از برنامه آقای ابولحسنی فرمودند پیشنهاد بنده این بود که باید به قله ای در دامنه شمالی میرفتیم که با وجود برف بیشتر مباحث مربوط به اصول گام برداری زمستانه و برف کوبی با کیفیت بهتری آموزش داده شود.که البته این مسئله با صعود به باالی آبشار و مشاهده حجم قابل توجه برف و ادامه مسیر کامال مرتفع شد. پس از رسیدن به باالی آبشار و ادامه مسیر به سمتر خط الراس ریزان به آتشکوه اعضای گروه به نوبت سر قدمی و برفکوبی و مسیر یابی در برف را تمرین کردند و سرپرست تک تک توضیحاتی را برای عملکرد بهتر به نفرات گوشزد کردند. ساعت 10.30 به خط الراس و یال اصلی رسیدیم و توقفی کوتاه جهت نوشیدن آب و ریزه خواری و همچنین تجهیز و بستن گتر داشتیم. شیب مسیر و میزان برف به شکل قابل توجهی افزایش یافت و هوا نیز مه آلود شد.سپس حرکت به سمت سیاه لت یا )یابو چال( . پس از حدود یک ساعت عبور از شیب تند با منظره ای بدیع و بی بدیل بر فراز ابرها روبرو شدیم و پس از حدود پانزده دقیقه به قله سیاه لت رسیدیم و با توقفی کوتاه جهت رسیدن همه اعضا تیم به سمت تیغه های آتش کوه حرکت کردیم. ابتدای مسیر سیاه لت به آتشکوه از کنار دره و شیب تندی که سمت چپ مسیرقرار دارد انجام میشود و در چند قسمت مسیر دست به سنگ و عبور با احتیاط اتفاق می افت د که نیاز به تمرکز و دقت باالتری هست،نقاب های برفی هنوز به طور کامل شکل نگرفته بود ولی ارتفاع برف در برخی نقاط به بیش از 70 سانت میرسید که برفکوبی و حرکت را دشوار میکرد.به درخواست سرپرست تیم نفرات آماده تر شامل 5 یا 6 نفر از اعضا به ابتدای صف جهت برفکوبی و ایجاد مسیر رفتند. شیب تند تیغه های آتشکوه در کنار برف منظره ای جذاب و البته کمی ترسناک داشت.مسیر ما از کنار تیغه ها و سمت چپ،درست پای تیغه ادامه پیدا کرد.)ضلع جنوبی تیغه ها(سرعت باد در حال افزایش بود که سرپرست با اشاره به این موضوع نکته ای آموزشی جهت آمادگی پیش از برخورد با خطرات و تغییرات هوایی کوه را توضح دادند.در زمان حس کردن باد تند پشت یال به احتمال خیلی قوی باالی یال باد تندی در حال وزیدن است.گروه با اضافه کردن بادگیر و آماده شدن به سمت قله حرکت کرد.درست 50 متر باالتر با باد تندی که آقای ابوالحسنی توضیح داده بودند مواجه شدیم. از روی یال اصلی با حدود 20 دقیقه پی مایش و برفکوبی تیم اول به قله رسیدند و ده دقیقه بعد بقیه اعضا ساعت 13.40 به تیم ملحق شدند.منظره بی نظیر قله دماوند همیشه زیبا بهترین قاب تصویر از فراز قله آتشکوه بود.و هوا همچنان عالی و آفتابی. حدود کمتر از 20 دقیقه روی قله توقف داشتیم و پس از عکس دسته جمعی بالفاصله به سمت پایین حرکت کردیم. در فاصله بسیار بسیار کوتاهی در حالی که هوا کامال متناسب به نظر میرسید،درگیر مه غلیظ و باد تندی که باد جت استریم نامیده میشود شدیم و با حداکثر سرعت ممکن، تیم به همراه آقای جبرائیلی از همان مسیر صعود به سمت پایین حرکت کرد. سرعت باد و شرایط بسیار غافلگیر کننده بود و سرعت عمل باال مهمترین عامل جلوگیری از آسیب.سرپرست برنامه حین پیمایش نکات الزم در مورد غافلگیری در صعودهای زمستانی را گوشزد کرده بودند. قبل از رسیدن به قله آقای ابوالحسنی گفتند در صورت امکان و شرایط مناسب ممکن است از مسیر یال قله ساکا فرود رو انجام بدیم که به دو دلیل امکانش نبود،اول نبود پاکوب به دلیل عدم صعود هیچ گروهی از سمت قله ساکا و دوم باد جت استریم و مه بسیار غلیظ روی قله که مسیر یابی و جهت یابی را به شدت دشوار میکرد. با کم کردن ارتفاع از میزان برودت هوا و شدت باد کامال کاسته شد و گروه با سرعت و دقت باالیی مسیر برگشت تا روی قله ساه لت و ادامه مسیر با شیب تند را در پیش گرفت. میدان دید در مه غلیظ به حدود 5 متر کاهش یافته بود.پس از عبور از این قسمت و مسیریابی عالی آقای ابوالحسنی توقفی کوتاه جهت صرف نهار و استراحت داشتیم.و ساعت 15.20 به ادامه مسیر پرداختیم. ساعت 16.30 مجددا به کنار اتاقک سنگی ابتدای دشت سوستون رسیدیم.استاد ابولحسنی و آقای جبرائیلی نکات پایانی خصوصا در مورد صعودهای زمستانه و پوشش و تجهیزات مناسب را متذکر شده و پس از آن حرکت به سمت روستای افجه جهت اتمام برنامه را آغاز نمودیم. همزمان تیم دیگر باشگاه هم به محل قرار در مبدا رسیده و منتظر بازگشت ما جهت عزیمت به سمت تهران بودند. نهایتا برنامه ساعت 18.10 دقیقه پس از 12 ساعت پیمایش و طی مسافت 15.5 کیلومتر و همچنین صعود و فرود ارتفاع تقریبی 1650 متر در روستای افجه به پایان رسید. تهیه و تنظیم : حمید کرمی

گزارش صعود به قله پهنه حصار(دماوند 1401)

برنامه اعضای آموز ۱۴۰۱ باشگاه دماوند( نام قله : پهنه حصار تاری خ اجرا برنامه : 1401/09/11 ی رسپرست : سعید راع کمک رسپرستان : راضیه احمید - حمید عطا ارتفاع تقری 2250 یب محل یرس تعداد اعضای یرسککننده: 26 نفر وع: مت پهنه حصار ، نام رشته کوه و قلهای است در منطقه الیتز مرکزی )شمال غرب تهران( از ارتفاعات بخش کن ن جا ب ی ده سولقان و جاده چالوس به ارتفاع ۳۳۷۵ مت. این قله از شمال به شهرستانک، از غرب به روستای یرسق به دهکده سنگان و جاده سولقان و از جنوب به منطقه خور، روستای چاران و جاده چالوس، از وردآورد م تسد. اینکوه رسچشمه یم یرسق ٔ رودیکه از دامنه گ تد، در مس تخود آبشارسنگان را یمسازد و نخ در نهایت به رود کن یم ریز د. به این قله ”پهنه حصار“، ”پهن حصار“، ”پشته بند“ و در بر سایت ها ”گندم چال“ لقب دادند. مهمتی ن مس تهای صعود به قله پهنه حص ار: ▪ جبهه شمال ، از جاده امام زاده داود و روستای سنگان یرسق یی ▪ جبهه جنو ، از جاده چالوس و روستای وار یش یی ▪ جبهه غر ، از جاده چالوس و روستای خور ه غر ، از جاده چالوس و روستای چاران یی ▪ جبه یی ▪ جبهه جنوب غر ، از جاده چالوس و روستای کند چشم انداز قله: جهت یرس یش ▪ در ق قلل بازارک، لوارک، دوشاخ و بندع ▪ جهت یرسق ی از آزادکوه شمال نما یی ▪ شمال غر قله شاه دژ ▪ و شمال قلل ناز و کهار صبح جمعه یازدهم آذر 1401 با وسایل شخیص از تهران به سمت روستای سنگان راه افتادیم تا ساعت 6صبح ور ودی امام زاده قاسم به جمع سایر دوستان بپیوندیم و به سمت قله حرکت کنیم. در نهایت ساعت ۶:۳۵ دقیقه پیمایش را به سمت آبشار سنگا ن با عبور از قسمت آسفالت ابتدای مس ت آغاز کردیم ن کیم بعد وارد مس ت خایک شدیم که سمت چپ درختان ی با رنگ های پای ت و رودخانه ای کم اب در پای ین ی باعث زیبا مس ت یرس شد ه بود ، بعد از یک ساعت پیمایش باران به نریم وع ب ه باریدن کرد و مه آلود شدن ی مس ت را دوچندان کرد. در ب ی راه به دور ایه م تسیم سمت راست مس ت صعود ن هوا دید را محدود و زیبا به قله کرکو و سمت چ پ به سمت آبشار سنگان و قله پهنه حصار م تود با دامه مس ت در سمت چپ ساعت ۸:۳۵ دقیقه به آبشار رسیدیم 20 دقیقه برا ی رصف صبحانه توقف کردیم و بعد از سمت راست ازیط مساف درگ تی با سنگ پیدا کر دیم، از ب به راهمان ادامه دادیم بعد ن برای باال رفی صخره ای در ب ین راه از کابیل فلزی که از قبل ثابت گذاری ش ده بود کمک گرفتیم و اعضا تیم با حفظ فاصله ایمن ییک پس از یش دیگری صعود کردند . در طول مس ت با فواصل کوتا ه برای کم یا زیاد کردن لباس یا توضیحات آموز رسپرست توقف های چند دقیقه ای داشتیم، در ییک از این توقف ها رسپرست دو نفر از اعضای تیم ) ) ن آقایان ابراهیم عباش و عل تضاکیای را به عنوان رسپست موقت انتخاب کردند . آبشار سنگان ساعت ۱۱:۴۵ احت و تجدید قوا برای است توقف کردیم بعد از 15 دقیقه سه تن از اعضای تیم همراه ی کمک تصمیم به بازگشتگرفتند رسپرست برنامه آقای عطا ، ما به حرکت خود ادامه دادیم و با عبور از شیب مس تساعت ۱۲:۵۵ به قله رسیدیم که کوتاه ساعت ن به دلیل مناسب نبودن هوا پس از توقف 13:۱۰ ن به سمت پای ی حرکت کردیم که برودت هوا و بارش در ساعات قبل باعث مس ت وک ی لغزندگ اهش رسعت فرودمان شد . قله پهنه حصار ن پس از گذشت یک ساعت توقف 15دقیقه ای برای رصف نهار داشتیم که بعد از آن با ادامه حرکت به سمت پای ی ساعت 15:۳5 به آبشار رسیدیم احت ن پس ازکیم است فرود خود را ادامه دادیم و در نهایت ساعت 17:۱۵ در روستا سنگان وردوی امام زاده قاسم برنامه را با تجربیات جدید به پایان رساندیم.

صعود به قله ی ارفع کوه (دماوند 1401)

گزارش برنامه: صعود به قله ی ارفع کوه تاریخ برنامه: 1401/7/8 سرپرست برنامه : آقای علی حدادی کمک سرپرست ها: سعید ترنیان؛زهرا هویدا فر؛علیرضا توکلی . موقعیت جغرافیایی قله ارفعکوه یکی از قلل مرتفع و مهم با شیب نیمه تند و پوشش جنگلی در روستای ارفع ده از توابع شهرستان سواد کوه میباشد. ارفعکوه در لغت به معنی کوه بلند است. منطقه ای بسیار خوش آب و هوا با چشم اندازی وسیع به بسیاری از قله های اطراف. نام این روستا در ابتدا ارپه ده بوده و بعد تبدیل به ارفه ده شده است. در اسناد قدیمی روستا) از جمله اسناد مرحوم قاسمعلی بگ ، یکی از کدخداهای سال های قبل از ۱۳۵۷ (نام ده به شکل " ارفه ده " ثبت شده، حتی در بعضی موارد "عرفهده " نیز ثبت شده است. در دامنه های این کوه کشاورزی و دامداری از مشاغل مهم محسوب می گردد. مسیرهای صعود به قله : -1 مسیر غربي از ارفعده صعود مي شود و کوتاهترین مسیر است . -2 مسیر شمالي از دوآب صعود مي شود و طوالني ترین مسیر است . -3مسیر جنوبي از ویسهسر صعود مي شود. این مسیر 1 ساعت از غربي طوالني تر است . چشم انداز قله : -غرب: قلل اونیسه و میشینه مرگجنوب: قله سنگرشرق: کوه عباسعلی، سرکوه و خرونرو پوشش گیاهی : پوشش گیاهی در ارتفاع کمتر 1600 متر نیمه جنگلی، بعد از آن تا ارتفاع 2000 متر، جنگلی و از 2000 متر به باال استپی میباشد. در ارتفاعات جنگلی درختانی چون راش، افرا، توسکا، نوع کمیاب درخت سردار یا سرخدار، گالبي وحشي، ازگیل وحشي، گوجه وحشي، خرمالوي وحشي، ولیك قرمز و سیاه و بوته های زرشك، توت فرنگي وحشي و تمشك دیده میشود . گونه های حیوانی : شوکا، مرال، پلنگ، روباه معمولی، شغال، تشی، گراز، خرس قهوه ای، کبک، تیهو، انواع پرندگان شکاری و افعی البرزی . موقعیت انسانی : این روستا دارای ۸۰ خانوار می باشد که در زمستان حداکثر ۱۰ درصد آن در روستا ساکن میباشند. زبان مردمان روستا مازندرانی یا طبری است که در این ناحیه به گیلکی شهرت دارد. محصوالت اصلی روستا گردو، جو و به مقدار کم برنج است . امکانات منطقه : در ورودی روستا امامزاده ای بنام "سام و الم" وجود دارد.این امامزاده دو اتاق با ظرفیت 25 الی 30 نفر دارد. همچنین حسینیهای بزرگتر از امامزاده با ظرفیت تقریبا 60 الی 70 نفر وجود دارد . در حیاط این امامزاده درخت افرای تنومند و چشمه جوشانی که در تمام فصول سال جاری است، قرار دارد. با هماهنگی مسئولین روستا امکان استفاده از آنها برای کوهنوردان و طبیعتگردان وجود دارد. این دو محل دارای امکاناتی نظیر آب، برق و سرویس بهداشتی است . وضعیت آنتن دهی تلفن همراه : مسیر، پوشش شبکه همراه اول دارد . وضعیت دسترسی به آب : داخل جنگل تا ارتفاعات بعلت هوای بسیار گرم و خشک، نیاز به آب زیاد است. در طول مسیر پیمایش آب وجود ندارد . وجود پناهگاه و جانپناه : روی قله، جانپناهی قدیمی با گنجایش ۷ تا ۱۰ نفر وجود دارد . شرح برنامه : مبدأ حرکت ساعت :۴۵ ۴ دقیقه ی بامداد از مقابل درب باشگاه )خیابان الله زار( در امتداد مسیر، میدان امام حسین، ترمینال شرق، بومهن، آبسرد و در مسیر جاده شماره 79 فیروزکوه بطرف ارفعده بود. بعد از فیروزکوه و روستای معروف ورسک پس از طی حدود 20 کیلومتر تابلو ارفعده سمت راست جاده نمایان میشود. در همان مسیر بعد ازحدود 150 متر دور برگردان بطرف تهران و کمی جلوتر، سمت راست، وارد جاده باریک و خالف جهت میشویم. پس از طی مسافتی حدود 6 کیلومتر جاده خاکی - آسفالت، به روستای ارفعده و ابتدای مسیر صعود می رسیم.ساعت ۸:۴۵ دقیقه بعد از صحبتهای آقای حدادی در ساعت ۹ به سمت قله حرکت کردیم . مسیر کامال پاکوب و با شیب نیمه تند بود که بخشی از مسیر از میان جنگل میگذشت. در ساعت :۱۰ ۱۰ دقیقه برای صرف صبحانه به مدت یک ربع استراحت کردیم و بعد از آن بدون توقف به سمت قله حرکت کردیم. تیم با نظر سرپرست به دو گروه تقسیم شد و گروه اول با سرعت بیشتر حرکت کردند. در ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه به قله رسیدیم و بعد از صرف ناهار و گرفتن عکس های زیبا از ویوی بسیار زیبای قله با ابرهای زیبا ، در ساعت ۱۳:۴۰ دقیقه به سمت پایین حرکت کردیم و ساعت ۱۸ به پایین رسیدیم . و بعد از سوار شدن در اتوبوس به سمت تهران و مبدأ حرکت کردیم و به خاطر ترافیک زیاد ساعت ۲۳ به باشگاه رسیدیم . نگارنده : مریم شرف

قله دماوند شمال شرقی باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند (1401)

تاریخ اجرا: پنج شنبه مورخ 1401/06/03 و جمعه مورخ 1401/06/04 مولف: شکوفه عادلی سرپرست برنامه : جناب آقای امید خطیبی کمک سرپرستان برنامه: جناب آقای نیما خطیبی، علی حدادی، شاهین مطلب زاده، محمد هورشاد و سرکار خانم زهرا گنجعلی ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند 2 مقدمه َدماَوند کوهی در شمال ایران و استان مازندران است که بلندترین کوه ایران و غرب آسیا، بلندترین آتشفشان آسیا و خاورمیانه است و سومین آتشفشان مرتفع در نیمکره شرقی )پس از کوه کلیمانجارو و کوه البروس ( است. دماوند در پا ٔره مرکزی رشته کوه البرز در جنوب دریای مازندران جای دارد. این کوه از دیدگاه تقسیمات کشوری، در بخش الریجان در شهرستان آمل در استان مازندران قرار دارد.کوه دماوند در تاریخ سیزدهم تیر ماه سال ۱۳۸۷ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ی مل ایران ثبت شد. این کوه همچنین از ّ سال ۱۳۸۱ به عنوان »اثر طبیعی ملّی« در شمار مناطق چهارگان ٔه ارزشمند از نظر حفاظت محیط زیست قرار گرفتهاست. ارتفاع نسبی به نقل از درگاه ی ِ رازای کوه دماوند از سطح آبهای آزاد ۵٬۶۱۰ متر است. سازمان نقشهبرداری کشور در سال ۱۳۸۵ در ّ مل آمار ایران، ف جریان پروژه ای ده روزه و با روشهای مختلف اقدام به اندازهگیری ارتفاع دقیق قله کرد و عدد ۵۶۰۹/۲۰ )پنج هزار و ششصد و نه متر و بیست سانتیمتر( را برای قله به ثبت رساند و بعد از آن در تمامی منابع ارتفاع ۵۶۰۹/۲ یا به صورت گرد شده، ۵۶۱۰ متر عنوان شد که در واقع عدد صحیح ارتفاع دماوند است. فاصله از شهرهای نزدیک ه در ۲۶ کیلومتری شمال غربی شهر دماوند، ۶۲ کیلومتری جنوب غرب ه قرار دارند، همچنین این قلّ شهرهای رینه وگزنک در دامن ٔه این قلّ آمل و ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع شدهاست. رودخانه های پیرامون کوه دماوند از جانب شمال توسط رودخان تینه، از سمت جنوب و شرق توسط رودخان ٔه هراز و از سمت غرب نیز توسط رودخان ٔه الر ٔه محصور شدهاست. رودخان ٔه الر و دیوآسیاب در غرب این کوه و رود پنج او )پنج آب( نیز در شرق آن جاری هستند. آب و هوا ● دما کمین دمای هوا در ارتفاعات دماوند تا ۶۰ درجه زیر صفر )در زمستان( و تا یکی-دو درجه زیر صفر )در تابستان( پایین ٔه میآید. ● باد سرعت طوفان در دماوند گاهی از ۱۵۰ کیلومتر در ساعت نیز میگذرد. سرعت باد در کوهپایهها گاه به هفتاد کیلومتر در ساعت میرسد. بیشتر بادها از غرب و شمال غربی میوزند. ● بارندگی 3 به صورت برف است. میانگین بارندگی در ارتفاعات دماوند ۱۴۰۰ میلیمتر در سال است و بارش در ارتفاعات معموالً ● فشار هوا فشار هوا ٔه دماوند نصف فشار هوا در سطح در قل دریا است. ّ یخچال ها ● یخچال سیوله )جبهه شمالی( ● یخچال دوبی سل )جبهه شمالی( ● یخچال عروسکها )جبهه شمالی( ● یخچال دره یخار )شمال شرقی( ● یخچال خورتاب سر ● یخچال شمال غربی ● یخچال غربی آتشفشان دماوند، یک کوه آتشفشانی مطّبق و نیمهفعال است که عمدتاً در دوران چهارم زمینشناسی موسوم به دوران هولوسین تشکیل شده و نخستین فوران آن، نزدیک ۱٫۷۸ میلیون سال پیش، رخ دادهاست. با این وجود، بیشترین شمار فوران آن طی ۶۰۰ هزار الی ۲۸۰ هزار سال قبل وجود چندین چشمٔه گوگردی و چشمههای ]۳۳[ رخ داده و عمر این کوه با استفاده از روش کربن ۱۴ دستکم ۳۸٬۵۰۰ سال برآورد شدهاست. آب گرم، از شواهد نیمهفعال بودن این آتشفشان است. بیشترین و عمدهترین فعالیت آتشفشانی این کوه نزدیک به ۱۰٬۰۰۰ سال پیش روی داده که سبب شکلگیری آن شدهاست. قطر دهان ٔه این آتشفشان در حدود ۴۰۰ متر است که دریاچهای از یخ آن را پوشانده و دودخانهایی در اطراف آن وجود دارد. همچنین کاس ٔه شمالی به ۹ نشانههایی از وجود دهانههای قدیمی و کاسههای آتشفشانی در پهلوهای جنوبی و شمالی کوه مالحظه میشوند که قطر کیلومتر میرسد. پوشش گیاهی در ارتفاعات مختلف کوه دماوند، گیاهان فراوان و گوناگونی میرویند که برخی از آنها فقط در ارتفاعات خاصی دیده میشود. گیاهان این منطقه که به اسم دماوند نامگذاری شدهاند، عبارتند از: کاله میرحسن دماوندی، کزل دماوندی، بومادران دماوندی، پیرگیاه دماوندی، ریش قوش دماوندی، فراموشم مکن دماوندی، زنگولهای دماوندی، کتانی دماوندی و ماشک دماوندی. در ارتفاع ۳٬۲۰۰ تا ۳٬۵۰۰ متری، علف و بتههای بلند و خاردار و به هم پیوسته وجود دارند. برخی از انواع بتههای خاردار دماوند عبارتند از: کاله میرحسن دماوندی، خارپشتی، گونههای هزارخار )مانند گون(، بتههای بنفشرنگ اسپرس پشتهای و گچ دوست گل سنگی. از گونههای ورموت )افسنتین( نیز در دماوند وجود دارند که عبارتند از: درمن ٔه کوهی، درمن ٔه معطر، درمن ٔه کوهسری و گون ٔه فراوان درمن ٔه شرقی. برخی دیگر از گونههای گیاهان دماوند عبارتند از: کاج آلپ، اسپرس کوهی نیمه کروی، گون، یاسمن صخرهای، ازمکی کوهسری، پیربهار دنایی، شبدر شاه بلوطی، ترشک کوهسری، دغدغک البرزی، پالخور بوتهای، گالش انگور، تیره گل، نسترن وحشی، قفقا ُ زی، رز گردآلود، گز، علف بره، چمن آراراتی، چمن گندمی آسیای مرکزی، جاروی علفی بامی، علف قرمز، جو چمنزار، ملیکای بی زبانک، علف صورتی، چاودار هراتی، شبه 4 یوالف شکننده، ریش سنبل، خشخاش طناز، شکرتیغال و شکرتیغال مشهدی، چون جاشیر، سریش و در جاهای مرطوب زبان طال، پیرسنبل، قدومٔه پرشاخه، جعفری فرنگی معطر، بادرنجبوی ٔه دنایی، خاکشیر تلخ کوتوله، گل بی مرگ طالیی، پنجه برگ نقره گون، آزاد ٔه بری، پنجه برگ همدانی، دنایی، سنبل ارغوانی و مینای پرکپ ٔه برگ نقرهای. دامن ٔه کوه دماوند در ارتفاع ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۵۰۰ متری کامالً پوشیده از شقایق است. این شقایق منحصربهفرد، در دنیا شناخته شدهاست و با نام شقایق الر و رینه در کتابهای معتبر گیاهشناسی جهان به ثبت رسیده. همچنین این منطقه از لحاظ مرتع و چراگاه بسیار غنی است؛ حتی در ارتفاعات بلند دماوند نیز )زیر چهار هزار متر( از این بابت فقر چندانی وجود ندارد. پوشش جانوری این منطقه به دلیل موقعیت وی ٔژه آن که از شمال به جنگل و از جنوب به کوههای هممرز کویر مشرف است، میزبان انواع مختلفی از جانوران است، از جمله: جانوران شکارچی چهارپا روباه، شغال، سگ و گرگ در پیرامون دماوند پراکندهاند. این جانوران تا ارتفاع ۴٬۰۰۰ متری کوه دماوند هم دیده میشوند. در این منطقه خرس هم وجود دارد، اما بیشتر در غرب و شمال دیده میشود و از ارتفاعات بلند دوری میکند. جانوران گیاهخوار کلوبز، قوچومیش، گراز، خرگوش. به جز گراز و خرگوش که در دشتهای کوهپایهای کوه دماوند زندگی میکنند، دیگر جانوران، فصلهای گرم را در ارتفاعات سپری کرده و با سرد شدن هوا به مرور ارتفاع کم میکنند. این جانوران تا ۵٬۰۰۰ متری هم باال میروند. پرندگان از پرندگان شکارچی، عقاب طالیی و جغد را میتوان نام برد. دیگر پرندگان این منطقه تیهو، کبک، بلدرچین، سینهسیاه و طوطی دارکوب هستند. دیگر جانوران تقریباً ۵ نوع مار، انواع عقرب، بزمجه، خفاش و انواع خان ٔ واده موشها و گورکن در این منطقه دیده میشوند. بیشتر گزندههای این محدوده سم مهلکی ندارند؛ بهطوریکه حتی نیش خطرناکترین خزندهها نیز تا چند ساعت پس از گزش قابل درمان است. در کوه دماوند، گزندگان در ارتفاعات باالتر از ۴٬۰۰۰ متر، بسیار کم به چشم میخورند. ٔه دماوند، الش ٔه یخ ٔزده چند حیوان دیده میشود. این الشهها چندین سال است که در این مکان دیده میشوند و شامل حیواناتی مانند بر روی قلّ گوسفند و بز کوهی است. دلیل راهیابی این حیوانات به قل گوگرد، ٔه کوه دماوند و مرگ آنها به خوبی مشخص نیست؛ شاید به دلیل وجود سرما، گرسنگی یا دالیل دیگری مرده باشند. “ ای کوه سپید سر، درخشان شو مانند وزو، شراره افشان شو -ملک الشعرای بهار ” 5 شرح برنامه برنامه صعود به قله دماوند از جبهه شمال شرقی راس ساعت 3:35 دقیقه پنجشنبه سوم شهریور ماه 1401 از درب باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند واقع در خیابان الله زار تهران به همراهی 24 تن از دوستان و سرپرستان آغاز گردید. ساعت 8:20 دقیقه به روستای ناندل مبدا حرکت رسیدیم سرپرستان محترم برنامه در یک نشست کوتاه نکات مهم برنامه اعم از رعایت بهداشت و حفظ محیط زیست، رعایت نکات ایمنی، همراه داشتن وسایل ضروری از جمله طناب انفرادی، کیت بقا و کمک های اولیه و ... را اعالم و بررسی نمودند. 6 برای شروع از روستای ناندل با نیسان ساعت 9:30 دقیقه به ابتدای مسیر کوهپیمایی دشت جوجار حرکت کردیم و ساعت 10:10 دقیقه از مسیر دشت جوجار به ارتفاع ۲۸۷۰متر به سمت پناهگاه تخت فریدون در ارتفاع ۴۳۸۸متری شروع به پیمایش نمودیم.بعد از حدود هفت ساعت پیمایش استراحت و صرف ناهار در ساعت 17:20 دقیقه به کمپ تخت فریدون رسیدیم.بعد از ایجاد کمپ برای هم هوایی بهتر به ارتفاع باالتری پیمایش کردیم. بنابر اعالم و صالحدید سرپرست محترم برنامه جناب آقای امید خطیبی 14 نفر از همنوردان برای صعود ساعت 5:00 صبح جمعه شش شهریور ماه آماده شدند و بقیه همنوردان در کمپ باقی ماندن. راس ساعت اعالم شده پیمایش به سمت قله دماوند از یال یخچال یخار آغاز گردید. 7 در ادامه به یخچالهای معروف دماوند و دره عمیق آن رسیدیم. دره یَخار یکی از زیباترین مناظر طبیعی در مسیر صعود می باشد.یکی از دالیل زیبایی مسیر شمال شرقی، دره یخار است.در مسیر شمال شرقی دماوند وقتی به بام برفی و یخچال عروسکها رسیدیم، مسیر کوتاهی یخزده بود. خیلی از کوهنوردان از کرامپن برای عبور از این مسیر استفاده می کردند. مسیر پاکوب از میان صخرههای سست و سنگهای ریزشی میگذرد و این مسئله بارها باعث آسیب برای کوهنوردان شده است لذا تا جای ممکن از مسیر پاکوب فاصله نگیرید و مراقب آن بخش از مسیر یال مشرف به یخچال یخار باشید. بعد از عبور از یال یخار به زیر بام برفی رسیدیم. مسیر رفته رفته پرشیب گردید.به بام برفی که رسیدیم مسیر دو جبهه شمالی و شمال شرقی تالقی کرد و راه پاکوب تا قله یکی شد. در ارتفاع باالی ۵۰۰۰ متر مراقب ضربان قلب خود باشید، سعی کنید تنفستان ریتم داشته باشد و ریتم را به صورت مصنوعی نگه دارید ممکن است هر نیم گام مجبور شوید یکبار نفس کنید با این روش سردرد و گیجی شما تسکین مییابد. 8 دیدن نمای تپه گوگردی از جبهه شمال شرقی، نزدیکی به بام ایران زمین را نوید میدهد. از این جبهه چالش زیادی با گوگرد نداشتیم. بعد از تپه گوگردی، خیلی زود به کاسه وسیع قله 9 دماوند باالترین نقطه آتشفشان دماوند در ساعت 10:50 دقیقه بعد از حدود شش ساعت پیمایش رسیدیم. همنوردان عزیزی که در تیم صعود دماوند شمال شرقی حضور داشتند: گروه سرپرستی امید خطیبی، نیما خطیبی، محمد هورشاد و شاهین مطلب زاده اعضای تیم شکوفه عادلی، علیرضا کیانی، حمید کرمی، محمدحسین شاکری، ایمان دولت آبادی، مجید مالصالحی، پویا مجیدی فیروز، مجتبی سلطان آبادی، مریم شرف و مهدی فدایی. 10 بعد از یک ساعت استراحت به سمت کمپ شروع به حرکت کردیم، برای فرود از مسیر یخ زده با صالحدید سرپرست با استفاده از طناب های انفرادی و کارابین و تسمه 120 کارگاه طبیعی ایجاد گردید و طناب ثابت نصب گردید و با ایمنی کامل تیم به سمت کمپ فرود آمد و در ساعت 15:30 دقیقه به همنوردان دیگر در تخت فریدون ملحق شد. با استراحتی یک ساعته ساعت 16:30 چادر ها و وسایل جمع و تمامی نفرات تیم به سمت پایین حرکت کردیم. با توجه به هماهنگی های انجام شده، دو دستگاه نیسان منتظر ما بود. ساعت 21:30 همگی در روستای ناندل از نیسان پیاده شدیم و پس از بارگیری وسایل به سمت تهران حرکت کردیم. ساعت 3:30 صبح روز شنبه پنجم شهریور، به تهران رسیدیم.

گزارش صعود به قله آزادکوه و شب مانی(دماوند 1401)

تاریخ اجرا: پنج شنبه و جمعه /21 /05 1401 و /20 /05 140 مولفان: آقایان محمدرضا کالنتری علیرضا خدایی 2 مقدمه: قله آزادکوه با 4361 متر ارتفاع از سطح دریا پس از خلنو بلندترین قلل البرز مرکزی می باشد. آزادکوه از سه طرف به هیچ خط الراسی متصل نیست و تنها از سوی گردنه چورن به قلل دیگر وصل می شود و دلیل نام گذاری قله نیز همین ویژگی می باشد. آزادکوه میان دو جاده ،چالوس و هراز قرار دارد و دسترسی به آن از هر دو جاده امکان پذیر است. آزاد کوه را می توان از سه مسیر صعود کرد: -1 مسیر نرمال صعود که از روستای کالک باال آغاز می شود که کوتاه ترین مسیر است و مسیر انتخابی ما نیز مسیر کالک است. -2 مسیر نسن که از روس تای نسن آغاز میشود و طوالنی تر است و مانند مسیر کالک به گردنه چورن می رسد. -3 مسیر وارنگه رود که از دره وارنگه رود آغاز می شود. این مسیر نیز بسیار طوالنی تر است و مجددا به گردنه چورن می رسد . مشخصات قله آزادکوه : موقعیت : مازندران رشته کوه مادر : البرز ارتفاع : 4361 3 شرح برنامه: برنامه صعود به قله آزادکوه از مسیر روستای کالک باال از سری برنامه های تقویم آموزشی اعضای 1401 باشگاه دماوند بود. تعداد اعضای گروه 31 نفر بودند. سرپرست برنامه جناب آقای استاد امیراصغرپور از مربیان شناخته شده عرصه کوهنوردی ایران بودند که با کمک آقایان حجت خدایی و اباذر جبرائیلی و همچنین سرکار خانم زهرا گنجعلی مسئولیت سرپرستی این برنامه را عهده دار بودند. برنامه قرار بود راس ساعت 5:30 بامداد از جلو درب باشگاه دماوند واقع در خیابان الله زار تهران آغاز شود که در نهایت اتوبوس با حدود 15 دقیقه تاخیر ساعت 5:45 حرکت خود را آغاز کرد. 4 اتوبوس از طریق آزادراه تازه تاسیس تهران-شمال خود را به خروجی جاده پل زنگوله رساند .ساعت 7:40 صبح خودرو در ابتدا جاده پل زنگوله برای صرف صبحانه توقف کرد. اکثر همنوردان ترجیح دادند صبحانه را در رستوران صرف کنند. ساعت 8:25 دقیقه اتوبوس مجددا به راه افتاد و سپس ساعت 10:05 به روستای کالک باال که مبدا صعود ما بود رسیدیم. در ورودی روستا از اتوبوس مبلغ 350 هزار تومان بابت ورودی اخذ شد و همچنین نام و شماره تماس سرپرست برنامه نیز ثبت گردید . ارتفاع روستا حدودا 2600 متر می باشد. خوشبختانه در محل پرداخت وجه ورودی ، سرویس بهداشتی نیز موجود است و امکان استفاده برای همنوردان می باشد. سرپرستان در آغاز نفرات را به سه گروه تقسیم کردند تیم نخست به سرپرستی آقای حجت خدایی تیم دوم به سرپرستی آقای اصغرپور و تیم سوم به سرپرستی آقای جبرائیلی و خانم گنجعلی حرکت خود را ساعت 10:25 آغاز کردند. 5 تیم به سرپرستی آقای اصغرپور که اینجانب نیز در آن حضور داشت با گامی پیوسته و منظم ساعت 14:45 به محل کمپ رسیدند. این تیم به پیشنهاد آقای اصغرپور برای تمرین بهتر پیش از رسیدن به محل کمپ یکی از قله های فرعی اطراف را که برای صعود نیاز به دست به سنگ مختصری بود با کوله های سنگین خود برای تمرین بیشتر صعود کردند و سپس به محل کمپ سرازیر شدند، این در حالی بود که دو گروه دیگر که مسیر مستقیم و ساده تری را در پیش داشتند هنوز به محل کمپ نرسیده بودند. ارتفاع کمپ حدود 3600 متر بود. پس از رسیدن به کمپ سرپرستان دستور به برافراشتن چادرها دادند . 6 پس از برقراری کمپ و صرف ناهار تیم به صورت یکپارچه در ساعت 16:30 برای هم هوایی عازم ارتفاعات باالتر شد. با حدود بیست دقیقه پیمایش به ارتفاع حدود 3800 متری یعنی گردنه چورن رسیدیم. معموال تیم ها گردنه چورن را برای شب مانی انتخاب می کنند ولی تیم ما به دلیل احتمال وقوع صاعقه ارتفاع کمتری را انتخاب کرده بود. سپس آقای اصغرپور از فرصت استفاده کردند و آموزه های مبحث صاعقه را از کارآموزی کوهپیمایی برای اعضا یادآوری کردند. سپس به معرفی قلل اطراف پرداختند. 7 حدود ساعت 18:25 مسیر بازگشت به کمپ را در پیش گرفتیم و مجددا تا ساعت 21 به همنوردان فرصت استراحت، صرف شام و تدارک کوله حمله داده شد. ساعت 21:00 سرپرستان مجددا آموزه هایی در خصوص مسیریابی در شب را از مباحث کارآموزی کوهپیمایی یادآور شدند البته نور قابل توجه مهتاب مانع از رصد خوب آسمان بود. سپس ساعت 22:00 اعضا برای استراحت و خواب عازم چادرهای خود شدند و راس ساعت 4:30 پیمایش به سمت قله با سرقدمی آقای اصغرپور آغاز شد. دو نفر از همنوردان به دلیل ارتفاع زدگی مختصری که داشتند فرصت صعود را پیدا نکردند و به همراه یکی از سرپرستان یعنی خانم زهرا گنجعلی در محل کمپ منتظر بازگشت تیم شدند. تیم ما موفق شد ساعت 7:05 به قله صعود کند و اعضا تا ساعت 7:30 فرصت استراحت و عکاسی را یافتند. سپس به پیشنهاد آقای اصغرپور از بنایی مخروبه و قدیمی در نزدیکی قله بازدید کردیم. که میان کوه نوردان به آتشکده معروف است ولی بنای فوق هیچ شباهتی به معماری آتشکده ندارد و بیشتر به نظر می آید که این بنا 8 دخمه ای بوده است که در گذشتههای دور زرتشتیان برای سپردن کالبد مردگان از آن استفاده می کردند. سپس به سرعت مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم و با کمک شن اسکی به سرعت ارتفاع کم کردیم. تیم ساعت 9:25 به محل کمپ بازگشت و تا ساعت 10:30 به اعضا برای جمع آوری کمپ و استراحت زمان داده شد. راس ساعت 10.30 دقیقه ادامه مسیر فرود را در پیش گرفتیم. میان مسیر تیم تنها یک استراحت حدود 20 دقیقه ای پیدا کرد و سرانجام ساعت 13:10 در ورودی روستا سوار بر وسیله نقلیه شدیم و برنامه به سالمت به پایان رسید.

گزارش صعود به قله خلنو از مسیر تیغه های ژاندارم(دماوند 1401)

مقدمه قله خلنو بلندترین قله استان تهران به ارتفاع 4375 متر از سطح دریای آزاد است که در منطقه البرز مرکزی قرار گرفته است. قله مرتفع خلنو سرچشمه رودخانه دائمی و پرآب وارنگه رود است که به سد کرج میریزد. خلنو از جنوب به روستای الالن از توابع رودبار قصران، از سوی خاور به دشت الر، از سوی باختر به خط الراس هرزه کوه و و از شمال به رودخانه وارنگه رود منتهی میشود. صعود به قله خلنو از سه مسیر اصلی امکان پذیر است: -1 مسیر نرمال صعود: از طریق روستای الالن، چشمه تلخاب، آبشار الالن و سپس به گردنه ورزاب میرسد پس از رسیدن به به گردنه صعود به قله از دو طریق میسر است مسیر نخست که مسیر نرمال است از طریق مسیر به اصطالح کاسه با پاکوبی مشخص و بدون چالش دست به سنگ به قله میزسد مسیر دوم از آغاز گردنه وارد خط الراس معروف سرکچال به خلنو شده و پس از صعود به قله برج به ارتفاع 4325 متر وارد تیغههای فنی ژاندارک شده و سپس به قله خلنو کوچک و سپس خلنو بزرگ میرسد. -2 مسیر دوم از طریق روستای شمشک و خط الراس سرکچال به خلنو -3 مسیر آخر از طریق دره وارنگه رود و سپس دریاچه خلنو گزارش برنامه: برنامه صعود به قله خلنو در چهارچوب تقویم اعضای آزمایشی ورودی 1401 باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند در تاریخ جمعه 31 تیرماه 1401 اجرا شد. سرپرست برنامه جناب آقای دکتر کاوه کاشفی به همراه سه نفرکمک های ایشان یعنی آقایان مسعود نباتی، مهدی آزاد فالح و مجید رحیمی بودند. شمار اعضای شرکت کننده 31 نفر بود. برنامه قرار بود ساعت 4:30 بامداد از جلو درب باشگاه واقعا در خیابان اللهزار تهران آغاز شود که با چند دقیقه تاخیر حدود ساعت 4:40 نفرات با دو دستگاه مینی بوس عازم محل صعود شدند. شمار اندکی از اعضا با هماهنگی سرپرستان در حدود ساعت 5:30 بامداد در گردنه قوچک به گروه ملحق شدند. پس از رسیدن به روستای الالن به ارتفاع 2400 متر مینی بوسها با طی کردن مسیر آسفالته کمی وارد مسیر خاکی شدند و سپس حدود ساعت 6:25 بامداد پیمایش آغاز شد. پیمایش در کنار رودخانه نسبتا پرآب و دمای بسیار مطلوع صبحگاهی به پاکوبی با شیب مالیم بسیار لذت بخش بود. پس از حدود یک ساعت پیمایش حدود 7:25 آقای کاشفی دستور توقف دادند و شروع به توضیح در خصوص صعود امروز، چالشهای پیشروی و آموزشهای الزم کردند. در این نقطه تقریبا آخرین مکانی بود که پوشش تلفن همراه وجود داشت. پس از حدود 20 دقیقه در ساعت 7:45 گروه به مسیر خود ادامه داد. ساعت 8:41 به چشمه تلخاب به ارتفاع تقریبی 3000 متر رسیدیم و حدود 7 دقیقه سرپرستان اجازه استراحت دادند. برخی از اعضا تمایل به برداشت آب از چشمه داشتند که نظر آقای دکتر کاشفی بر این بود که چشمه بعدی برای آشامیدن مناسبتر است. در تلخاب تعدادی اندک چادر مشاهده کردیم که نشان میداد برخی این محل را برای شبمانی و صعود به قله در روز بعد انتخاب کرده بودند. پیش از رسیدن به آبشار سرپرستان برای ارزیابی توان هوازی اعضا اجازه دادند از همدیگر سبقت بگیریم و سرانجام در ساعت 9:35 به آبشار معروف و زیبای الالن به ارتفاع تقریبی 3400 متر رسیدیم که انبوهی از کوهنوردان را مشاهده کردیم که عازم قله بودند. شمار بسیار زیاد چادرها در این مکان جالب بود که اکثر کوهنوردان با توجه به طوالنی بودند مسیر خلنو برنامه خلنو را به ضورت 1/5 روزه اجرا میکردند. در اینجا اکثر همنوردان ذخایر آب خود را پر کردند. بنا به نظر سرپرستان تعداد 8 نفر از اعضا اجازه صعود را نیافتند و مقرر شد با استقرار در آبشار منتظر بازگشت سایرین باشند. پس از آبشار شیب مسیر بسیار تندتر و آهنگ حرکت تیم آهستهتر شد. ساعت 12:30 تیم 23 نفره باشگاه به گردنه ورزاب به ارتفاع تقریبی 3900 متر رسید. در گردنه تعداد زیادی از کوهنوردان در حال استراحت بودند و چشم انداز زیبای قله برج و تیغههای ژاندارک و کاسه دلربایی میکرد. حدود نیم ساعت توقف کردیم و نکات مهمی را کاشفی در خصوص ادامه مسیر متذکر شدند. سپس به صالحدید آقای کاشفی اعضا دو تیم شدند تیم نخست شامل 8 نفر از اعضا به سرپرستی آقای مجید رحیمی از مسیرکاسه عازم قله شدند و تعداد 15 نفر دیگر عازم قله برج و تیغهها شدیم. حرکت حدود ساعت 1:00 آغاز شد. هر چقدر پیش میرفتیم مسیر سختتر میشد. پس از مدت کوتاهی به تمام اعضا دستور داده شد از کاله ایمنی استفاده کنندو همچنین هر کدام از اعضا با استفاده از طنابهای انفرادی خود به حمایت عضو دیگر بپردازند بدین صورت که یک سر طناب های انفرادی با گره بولین به عضو بسته میشد و سر دیگر طناب توسط گره 2 سر طناب دوال به طناب انفرادی عضو دیگر. سرپرستان برای ارزیابی اعضا حتی در قسمتهایی که پاکوب بود به اعضا اجازه استفاده از پاکوب را نمیدادند و مجبور میشدیم دست به سنگ شویم. سرعت حرکت ما بسیار آهسته شده بود. سرانجام ساعت 14:40 به قله برج به ارتفاع 4325 متر رسیدیم. قله خلنو از دور و دریاچه خلنو در کف دره قابل رویت بود. پس از استراحت کوتاهی عازم تیغه ها شدیم و ساعت 15:30 به تیغهها رسیدیم و سرپرستان مشغول برقراری کارگاه برای گذر ایمن اعضا از تیغهها شدند. گروهی که از کاسه عازم قله شده بودند ساعت 15:07 به قله رسیده بودند در حالیکه هنوز تیم ما از تیغههای ژاندارک نیز نگذشته بودند. گذر از تیغهها با حمایت طناب بسیار آهسته و با چالش بود و سرنجام حدود ساعت 17:30 تمام اعضا به سالمت از تیغه ها گذشتند. 4 نفر نخستی که از تیغه های گذر کرده بودند اجازه یافتند صعود سرعتی به قله خلنو کوچک را انجام دهند و سایر اعضا پس از گذشتن از تیغهها به استراحت و صرف ناهار پرداختند و سرانجام با بازگشت 4 نفری که به قله صعود کرده بودند حدود ساعت 18 مسیر فرود را در پیش گرفتیم. فرود با شیب بسیار تندی در مسیر شن اسکی به کاسه منتهی میشد. سرانجام ساهت 19:50 به آبشار رسیدیم درحالیکه گروه کاسه ساعت 18:25 به آبشار بازگشته بودند. در آبشار سایر همنوردان بیصبرانه منتظر ما بودند. پس از استراحت کوتاهی مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم و حدود ساعت 22:00 در روستای الالن سوار مینی بوس ها شدیم و برنامه بسالمت به پایان رسید. نویسنده : محمدرضا کالنتری

گزارش صعود قله کلکچال همراه با شب مانی (دماوند 1401)

گزارش صعود قله کلکچال همراه با شب مانی،

-16 17 تیر1401 باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند چهارمین برنامه صعود اعضای آموزشی 1401 سرپرست برنامه : آقای امید خطیبی تیم کمک سرپرستی : آقایان شاهین مطلب زاده، محمد هورشاد و سعید ترنیان تعداد اعضای شرکت کننده : 39 نفر ارتفاع پارکینگ خودرو: 1871 متر ارتفاع قله : 3350متر مجموع ارتفاع صعود شده : ۱۶۰۰ متر مسافت تقریبی طی شده : ۱۵ کیلومتر شروع مسیر : پارک جمشیدیه در خیابان شهید باهنر ) نیاوران( خیابان فیضیه، خیابان امیدوار مسیر : پارک جمشیدیه ،پناهگاه کلکچال،قله کلکچال نزدیکترین مرکز درمانی : شبکه بهداشت و درمان شمیرانات نزدیکترین پست امدادی : امداد کوهستا ن هالل احمر کلکچال در پایین دست قرارگاه کلکچال معرفی: کلکچال قله ای منفرد با ارتفاع تقریبی 3350 متر در جنوب خط الرأس توچال واقع شده است از سمت شمال شرق و از طریق گردنه لزون به خط الرس دارآباد به توچال متصل می باشد. خط الرس توچال از سمت شرق از طریق تیغه های دارآباد به قله دارآباد و از سمت غرب به قلل لزون ، پ یاز چال و توچال ارتباط دارد. به علت کوالکهای بسیار در فصل زمستان این قله را کلکچال می نامند. رایج ترین مسیری که به قله کلکچال ختم میشود، مسیر اردوگاه است. این اردوگاه که در ارتفاع تقریبی 2600 متر واقع شده در سال 1339 توسط سازمان پیشاهنگی ایران ساخته شده و در حال حاضر متعلق به وزارت آموزش و پرورش است.این اردوگاه سه مسیر دسترسی دارد: بوستان جمشیدیه، گالبدره و دره وزباد. از مزایای مسیر میتوان به سه چشمه در طی مسیر .1نور الشهدا .2اردوگاه 3 .چشمه پیازچال ،دسترسی به شبکه و آنتن دهی موبایل در طی مسیر و همچنین سرویس بهداشتی در تپه نورالشهدا و اردوگاه اشاره کرد. با وجود تایم حرکت که ساعت 15 بود به دلیل وجود درختان درطی مسیر و سایه ایجاد شده آنها گرمای هوا قابل تحمل بود. چشمانداز قله: بر فراز قله کلکچال نمایی از شهر تهران را در سمت جنوب خواهید دید. جهت شمال قلل لزون و خط الرأس توچال شمال شرق قله داراباد و در دوردست قله دماوند شمال غرب قله توچال و شاه نشین شرح برنامه: برنامه صعود به قله کلکچال در تاریخ پنجشنبه 16 تیر 1401 به سرپرستی آقای امید خطیبی انجام شد.محل قرار اعضای تیم آزمایشی باشگاه دماوند راس ساعت 15 از درب شماره یک پارک جمشیدیه در نظر گرفته شده بود.مدت برنامه دو روزه به قصد شب مانی و آموزش در این زمینه صورت گرفت. به صالحدید آقای خطیبی سرپرست تیم آزمایشی باشگاه دماوند، هفته پیش از برنامه صعود به کلکچال تعدادی از اعضای آزمایشی کاندید تشکیل کمیته فنی به جهت برگزاری برنامه شدند.نام افراد به این قرار بود: سر کار خانم مریم شرف ، آقایان حمید کرمی،محمد رضا میمنی و امین بحرینی . پس از حضور و غیاب افراد حاضر توسط آقای خطیبی،ایشان هدایت گروه را به اعضا کمیته فنی سپرده و خودشان ناظر بر عملکرد کمیته فنی بودند ضمن اینکه توضیح دادند که کمیته فنی از سرپرست و کمک سرپستان هم میتوانند به عنوان سرقدم ، عقب دار،میان دار و غیره کمک بگیرند در ابتدا یکی از همنوردان در همان ابتدای مسیر حال مناسب برای صعود نداشت و دچار ضربان قلب شدید شده بود که آقای خطیبی پس از پرسیدن چند سوال از او ،تصمیم گرفتند که نفر برگردد و از یکی از اعضا تیم خواستند که تا ابتدای پارک و سوار شدن ماشین او را همراهی کند تیم 39 نفری به مسیر خود ادامه داده سا ع ت 16:50 به ایستگاه 3 رسیدیم و حدود 15 دقیقه استراحت به تیم داده شد،در ادامه به سمت چشمه نورالشهدا ادامه مسیر دادیم در این لحظه اون همنوردی که تصمیم به بازگشتش گرفته شده بود خوش ادامه مسیر داده و به ایستگاه 3 رسیده بود وطی تماس تلفنی که با آقای خطیبی داشتند ایشان تصمیم گرفتند و یکی از اعضای تیم کمیته فنی "آقای امین بحرینی" رو برای کمک فرستادند و خیلی از عملکرد این خانم که خودشون به تنهایی ادامه مسیر داده بودند ناراحت شدن و توضیح دادن که چه تعداد افراد بر اثر این کار جان خودشون رو از دست دادن درسته که این مسیر مشخصه و تمرینی ولی این یکی از خطاهای نابخشودنی به حساب می آید. ۱۷:۵۵ به اردوگاه رسیدیم و در اینجا آقای خطیبی در مورد نحوه درست چادر زدن آموزش الزم رو دادن که شرح آن در ذیل آمده است: نکات کمپ زدن : -1غالب باد ایران از غرب به شرق می باشد و در چادر به سمت غرب نباشد -۲در محل دام و دامداری کمپ ممنوع می باشد -۳سر راه عبوری چادر زدن ممنوع می باشد -۴ نزدیک چشمه و رودخانه چادر زدن ممنوع می باشد ۵ -شب باد دره وجود داره و از دره باد می اید و باد قله از سمت قله می آید نکاتی هست که باید رعایت شود ۶ -وسایل اضافی حتما در خود کوله گذاشته خواهد شد -۷ سر به سمت شیب نباشد -۸ ابتدا دو کوله در چادر قرار داده شود سپس تیرک ها قرار داده شود در ادامه تیم سه نفری برای شناسایی محل مناسب کمپ کردن زودتر از باقی گروه حرکت کردند و نحوه حرکت و ادامه مسیر تیم شناسایی به شرح ذیل است: )تیم شناسایی: ۱۹:۴۵ گردنه اسپیلت۲۰:۱۰ چشمه پیازچال و تا ۲۰:۳۰ شناسایی منطقه( )گروه در ساعت 18:55 دقیقه ادامه مسیر دادن و حدود 20:10 دقیقه به گردنه اسپیلت۲۰:۲۰ قله اسپیلت و۲۱:۱۵ چشمه پیازچال ( اعضای شناسایی محلهای پراکنده در نزدیکی چشمه پیازچال را برای کمپ در نظر گرفته بودند که آقای خطیبی فرمودند که مناسب نیست و تیم تا گردنه پیازچال ادامه مسیر دهند و درنهایت ۲۱:۴۰ گردنه پیازچال )ارتفاع تقریبی ۳۲۵۰ متر( کمپ برقرار شد و چادرها زده شد و توسط آقای خطیبی نکاتی که در ارودگاه درموردش توضیح داده بودند چک شد و مواردی هم بود که زمین گردنه به شکلی بود که میخ در خاک فرو نمیرفت و ایشون توضیح دادند که توسط طناب پوش دوم چادر باید به سنگ وصل شود و آن سنگ زیر سنگهای بزرگتر قرار بگیرد که در صورت بروز باد چادر از جا کنده نشود . و ساعت بیدار شدن روز دوم ساعت 6:30 به جهت صبحانه و 7:30 حرکت به سمت قله کلک چال روز دوم : ۷:۳۰ حرکت به سمت قله حدود 100 متر از محلی که کمپ را برقرار کردیم فاصله گرفتیم که آقای خطیبی تیم را نگه داشتند برای چک کردن اینکه آیا اعضا آب و طناب انفرادی به همراه دارند یا خیر و بر این اساس به تک تک افراد امتیاز دادند. ۷:۵۵ به قله رسیدیم و یک عکس گروهی گرفته شد و ۸:۰۵ حرکت کرده و در طی مسیر آقای خطیبی در مورد قله های اطراف و مسیر زمستانه و مسیر کلکچال به توچال توضیح دادند و به سمت گردنه اسپیلت حرکت کردیم. 9:05 گردنه اسپیلت )تا ۹:۴۵ توضیحات استاد خطیبی( در اینجا استاد خطیبی رضایت خودشون رو از عملکرد کمیته فنی بیان کردند و همچنین توضیحات اساسی و مهمی درباره منش کوهنوردی، کار تیمی و راه و روشی که ما باید در پیش بگیریم که کوهنورده های زبده نه صرفا از جهت ورزشی چه بسا از جهت اخالقی و انسانی هم باشیم داشتند و عالوه بر آن بیان کردند که باشگاه دماوند یه خانواده است و وظیفه تک تک ما این است که در نگهداری این باشگاه از تمام جنبه ها کوشا باشم و تمام قد بایستیم از سرپرستان محترمی که در هر برنامه قبول زحمت میکنند و تیم رو همراهی میکنن کمال بهرهمندی رو داشته باشیم اساتیدی که در برنامه های قبلی سعادت داشتیم که در خدمتشان باشیم آقایان سنجری،بهرامی،عظیمی،راعی... و افزودند از زمان و فرصتی که به ما داده شده نهایت بهره را ببریم که در نهایت ما ادامه رو راه این عزیزان باشیم.

۱۰:۳۰ به اردوگاه رسیدیم و۱۱ طبق فرمایش سرپرست برنامه تیم در اختیار خودش قرار گرفت. در انتها از استاد خطیبی و مطلب زاده و همچنین از آقایان تررنیان و هورشاد کمال تشکر را داریم نگارندگان : سکینه شفیع و علیرضا سوداوی

کماچال با باشگاه دماوند (1401)

به نام خدا گزارش برنامه قله کماچال باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند

تهیه کننده علیرضا خدایی-عطیه غفاری بهار 1401 2

مقدمه : قله کماچال با ارتفاع 3055 متر از قلل شمال شهر تهران است که مسیر دسترسی آن راهی پرشیب پس از ایستگاه یک تلکابین به سمت غرب می باشد. این قله در غرب یال تله کابین توچال قرار گرفته و در زمستان برفگیر می باشد بطوری که در برخی موارد دوره های آموزشی ساخت خانه برفی در دامنه های شرقی این قله اجرا می شود. صعود کماچال از مسیرهای مختلفی صورت می گیرد که صعود از درکه، ولنجک و ایستگاه پنج تله کابین توچال متداول ترین آنهاست. قله های مجاور چین کالغ، دوشاخ و ... دیده میشوند. این قله از شمال به گردنۀ دغداغون و کوه هزارچم، از جنوب به کوه گردرک یا گلخاص، از شرق به انتهای درۀ گداهک، و از غرب به درۀ بزرگ و اصلی درکه در منطقۀ یوردمختار باالی مجتمع کوهستانی پلنگچال منتهی میشود. کوه کماچال از بیشتر نقاط شهر تهران به ویژه از غرب به خوبی قابل مشاهده است. قلۀ این کوه در قسمت جنوب غربی ایستگاه پنجم تلهکابین توچال، خودنمایی میکند و کوهنوردان در راه بازگشت، در این محل از پایین قله بر روی یال جنوبی به سمت تهران سرازیر میشوند و این یال آنها را تا ایستگاه اول تلهکابین هدایت میکند. کوه کماچال در زمستان بسیار برفگیر است، اما عبور از آن چندان مشکل نیست. با ایستادن بر روی قلۀ کماچال تمامی درههای شرقی و جنوب شرقی ازجمله اوسون، پسقلعه و همچنین درۀ بزرگ و اصلی درکه به خوبی قابل مشاهده است. شهرهای نزدیک: تهران، شمیرانات رشته کوه: البرز مرکزی مسیرهای صعود: -1مسیر شرق دره ی درکه -2ایستگاه پنج توچال- دره کماچال- قله کماچال -3بهترین مسیر برای صعود به قلۀ کماچال استفاده از یال جنوبی کوه هزارچم است که شیب چندانی ندارد و تا محوطۀ پارکینگ تلهکابین توچال ادامه مییابد. 3 ارتفاع قله: 3055 عوارض طبیعی موجود: جنگل کارا، رودخانه ولنجک چشمه جوبونی، چشمه توچال طول مسیر: 7کیلومتر زمان مناسب برای صعود به قله: 5ساعت وضع آب و هوای منطقه: بستگی به فصل سال دارد. شرایط صعود زمستانی همانند سایر قلل البرز وزش باد و برف سنگین بهترین فصل صعود به قله: بهار، پاییز. چالش های موجود در مسیر: مسیر کوهپیمایی سبک و در برخی مسیر ها دست به سنگ شرایط صعود زمستانی همراه با برف کوبی می باشد و داشتن تجهیزات زمستانی الزامی است. آبشارها و چشمه های مسیر: آبشار ولنجک جان پناه ها و محل های تامین آب: ندارد پوشش گیاهی منطقه: انواع گون، کنگر، آویشن، مرزن جوش و دیگر گیاهان دارویی پوشش جانوری منطقه: خرگوش، کل، بز کوهی، پرستو، بلبل کمری، گنجشک 4 گزارش -1عنوان برنامه : برنامه آموزشی و کوه پیمایی )آشنایی با اعضا گروه باشگاه دماوند 1401( -2نام کوه : کماچال)استان تهران( -3ارتفاع قله : ارتفاع مبدا صعود 1840 متر بوده و ارتفاع قله 3055 است. -4موقعیت جغرافیایی : طول جغرافیایی 51.3959258 و عرض جغرافیایی 35.8577015 واقع شده است. -5شرایط برنامه و تیم : سرپرست برنامه : جناب آقایان علی عزیزی – امید خطیبی کمک سرپرست ها : آقایان سعید ترنیان ، علی عطایی ، حمید فرخی تعداد شرکت کنندگان 40نفر این برنامه به منظور آشنایی و آموزش های الزم اعضای آزمایشی ورودی سال 1401 باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند اجرا شده است. -6شرایط دسترسی به مبدا : با وسیله شخصی ،مترو ، تاکسی )اسنپ و تپسی( 5 -7تذکرات و نکات مهم در ارتباط با برنامه : گرفتن صحیح باتوم )دست به صورت 90 درجه( نحوه صحیح گام برداری خواب کافی در شب قبل از برنامه بیدار شدن به موقع در روز برنامه و تغذیه مناسب قبل از رسیدن به مبدا )قهوه،نسکافه( مواظبت و مراقبت از وسایل شخصی در حین برنامه ارتباط گیری موثر با اعضای گروه گزارش برنامه : ساعت قرار 7 صبح در ضلع غربی پارکینگ فرعی بام ولنجک )تله کابین توچال( ساعت 9.30 توقف برای استراحت و صبحانه ساعت 13 صعود قله ساعت 14.30 دقیقه توقف در ایستگاه 2 تله کابین جهت استراحت و ناهار به مدت 30 دقیقه ساعت 17 پایان برنامه کل زمان برنامه 10 ساعت زمان پیمایش 9 ساعت زمان استراخت 1 ساعت امکانات : آنتن دهی موبایل سوپر مارکت در ایستگاه دوم 6 استراحتگاه و سرویس بهداشتی در ایستگاه دوم چشم اندازهای مسیر صعود : بعد از طی مسافتی به یال نعل اسبی می رسید که نشانه آن تک درخت و دوراهی شدن پاکوب می باشد.چند متر بعد از آن به نعل اسبی دوم میرسد که فقط یک پاکوب مشخص دارد که بعد از طی کردن آن به قله میرسید. مسیر بازگشت نیز از جاده سالمتی توچال و یا استفاده از تله کابین می باشد. البته از مسیر صعود نیز می توان به راحتی فرود آمد. توضیحات گزارش برنامه : ساعت قرار 7 صبح در ضلع غربی پارکینگ فرعی بام ولنجک )تله کابین توچال( بعد از نرمش جهت گرم کردن توسط خانم غفاری ،ساعت 7.20 دقیقه شروع به صعود کردیم. ابتدای مسیر شیب تندی داشت پس از 1 ساعت پیمایش برای کم کردن لباس و قرار دادن تجهیزت جانبی توقف کوتاهی داشتیم و سپس به حرکت ادامه دادیم . ساعت ۹:۳۰ در یال نعل اسبی اول برای صرف صبحانه توقف کردیم و توضیحاتی در خصوص قلل قابل مشاهده مختلف توسط سرپرست برنامه آقای خطیبی صورت گرفت .پس از صرف صبحانه مجدد به پیمایش خود ادامه دادیم . در ساعت 12 مجدد در نعل اسب دوم استراحتی نمودیم و جلسه معارفه اعضا را داشتیم و سپس به سمت قله حرکت کردیم .در ساعت 13 صعود قله انجام گردید و به سرعت به سمت پایین حرکت کردیم. ساعت 14.30 به ایستگاه دوم توچال رسیدیم و به مدت 30 دقیقه برای صرف ناهار و استراحت توقف کردیم.ساعت 3 به سمت پایین حرکت را آغاز کردیم و از جاده سالمتی توچال فرود انجام گردید. در مسیر برگشت سرپرست برنامه یال صود را به تیم نشان دادند. در ساعت 17 به پایان برنامه رسیدیم. نکات : -1ابتدای صعود شیب زیادی دارد پس حتما قبل از شروع خوب گرم کنید تا دچار گرفتگی عضالنی نشوید. -2آب کافی همراه خود داشته باشید زیرا این منطقه فاقد چشمه و آب آشامیدنی می باشد.فقط مسیر بازگشت در ایستگاه دوم می توانید به آب آشامیدنی برسید. -3در قسمت یال اول اگر مسیر مستقیم در پیش گیرید باید از مسیر دست به سنگ عبور کنید.لذا اگر توانایی الزم را ندارید از سمت راست می توانید این منطقه را تراورس کنید و در ادامه دوباره به سمت باال حرکت کنید تا به یال دوم برسید.