صعود قله تشگر هرمزگان (23و 24 آذر 1402)- پایان طرح سیمرغ پس از 4سال وقفه

ساعت 12 ظهر روز 22 آذر 1402 از ایستگاه راه آهن تهران به سمت بندرعباس به راه افتادم. طبق هماهنگی به عمل آمده با آقای عبداله آرامش ساکن روستای زاکین سیاهو در منطقه کوهستان هماگ هرمزگان قرار شد روز بعد به اتفاق دو تیم از شهرهای دیگر با نیسان از روستای زاکین به پای کار قله تشگر برویم.

قطار دو ساعت توقف در مسیر داشت و با تاخیر ساعت 11 صبح روز پنجشنبه 23 آذر 1402 به بندرعباس رسیدم. با پیگیری آقای آرامش یکی از همنوردان به نام مهدی الطافی از گوهنوردان بندرعباس در مسیر بنده را نیز سوار کرد و نهایتا به سمت سیاهو به راه افتادیم. ساعت 12:30به سیاهو رسیدیم و پس از خریدی مختصر برای توشه راه به سمت روستای زاکین و درگز ادامه مسیر دادیم. ساعت 13 به منزل ایرج راهنمای ما در درگز رسیدیم و نیسان هم آمد و من و مهدی و دوستانی از شهر ملایر آقای امیر روهام، احمد چگینی، محمد خدادادی سوار بر نیسات به خانه ای دیگر رفته و دسوتان یزدی که 5نفر بودن نیز به ما ملحق شدند و ساعت 13:30 بعد از عبور از مسیر خاکی سد بالای روستا و رودخانه ای خشک رسیدیم و به علت سیل های آمده در سال جاری این مسیر قابل عبور برای نیسان نبود و پیمایش از ارتفاع 1240متری آغاز شد.

از کف رودخانه به سمت چپ و خانه ویلایی با باغ نارنگی در پاکوب و جاده ای مشخص به سمت مسیر پیمایش داشتیم. در مسیر با دوستان ملایری کمی سرعت بیشتری گرفتیم که به غروب نخوریم. از طرفی آسمان نیمه ابری بود و احتمال رگبار نیز از هواشناسی به ما گفته شده بود. پس از ساعتی پیمایش به ابتدای مسیر نرمال رسیدیم جایی که ترک مسیرهای کوهنوردی از آننجا آغاز شده بود و حالا دو ساعت اضافه پیمایش برای ما داشت. از فرصت انتظار برای رسیدن باقی تیم برای ناهار خوردن استفاده کردم و سپس با هماهنگی ایرج و با توجه به سنگچین ها و علامت های مسیر و همچنین ترک مسیر که در اختیار داشتم مسیر را مجددا ساعت 15:00 به سمت کپرها ادامه دادیم و با سرعتی قابل قبول شیب تندی را بالا رفتیم و سپس تراورس به آن سوی دره و نهایتا یک بده بستان و سپس تاریک شدن هوا و پیش از آغاز رگبار به کپر عشایر رسیدیم. ساعت 18 به کپر عشایر در ارتفاع 2600 متر رسیده بودیم و دوستان با برپایی آتشی کوچک کمی سرمای شب را کم کردند. تیم بعدی ما ساعت 21 رسید و به اتفاق به جانپناه جدید با دورچین سنگ و سقف چوب و برزنت رفتیم و در آن مکان به استراحت پرداختیم. نیمه شب به دلیل برودت هوا بخار هیزمی لازم بود مجددا روشن شود که متاسفانه شروع به دود کردن کرد و ما مجبور شدیم حدود ساعت 4 صبح برای جلوگیری از استنشاق گاز ذغال از جانپناه بیرون برویم.

با هماهنگی راهنما و همراه بودن مهدی الطافی که قبلا این قله را صعود کرده بود ساعت 4:30 صبح تیم 5نفره متشکل از من و مهدی الطافی و دوستان ملایری به سمت قله به راه افتادیم تا هم از سرمای شب با گرم شدن بدن فرار کرده باشیم و هم در مدیریت زمان بهتر عمل کنیم. پس از تراورس های سه گانه و بده بستانهای جزیی ساعت 6 صبح به شیب زیر قله رسیدیم. به تدریج شیب را بالا رفته و ساعت 6:50 همه پنج نفر در معیت هم به قله تشگر بلندترین قله استان هرمزگان رسیدیم.

به علت رگبار شب گذشته مقداری تگرگ یخ زده و سرما و سوز بادی که می وزید باعث شد تا ملاقات ما با قله اندک باشد. به یاد همنوردان ملایری که در حادثه اخیر قبف سنبران اشترانکوه جانشان را از دست دادند و دوستانشان یادی از ایشان کردند روحشان شاد گفتیم و با تهیه اندکی تصویر از قله فرود را در پیش گرفتیم. ساعت 7:52 صبح به ایرج رسیدیم که چای دم گذاشته بود و صبحانه مختصری با هم خوردیم و مجددا پیمایش را ادامه دادیم. ساعت 9صبح نیز به کپرها رسیدیم. یک ساعتی طول کشید تا دوستان صبحانه تکمیلی را خورده و وسایل را جمع و جور کرده و به سمت پایین به راه بیوفتیم. ساعت 10 راه افتادیم.

مسیر رفته را بازگشتیم و در میانه راه در مجاورت پرتگاهی که آنتن تلفن همراه وجود دارد با نیسان هماهنگی کردیم که ساعت 13:30 به دنبال ما در جایی بیاید که دیروز از آنجا پیمایش را آغاز کرده بودیم. راس ساعت 13:30 به نیسان رسیدیم و به روستای درگز بازگشتیم و برنامه به پایان رسید. وسایل را جمع و جور کرده به آبگرم گنو رفتیم. شب را بندرعباس استراحت کردیم و روز بعد را به قشم رفتیم و جاذبه های قشم را بازدید کردیم.

نکات برنامه:

روستای درگز و زاکین 103 کیلومتر از بندرعباس فاصله دارد و قسمتی از مسیر با مسیر حاجی آباد به بندرعباس مشترک است که از طریق اتوبوس دسترسی راحت تری به این روستا وجود دارد لیکن ابتدا باید به سیاهو و سپس به فرعی زاکین بروید.

چشمه آب کنار کپرها و در فاصله ای نه چندان نزدیک وجود دارد اما آب آن در تمام فصول سال کیفیت لازم را شاید نداشته باشد و بهتر است آب از پیش همراه باشد.

مسیر رفت و برگشت حدود 35 کیلومتر پیمایش داشت که مسیری طولانی است و بیش از 2000متر نیز کسب ارتفاع دارد تا رسیدن به قله تشگر

آقای آرامش فردی مسئول، پیگیر و معتمدی است که هماهنگی با ایشان برای صعود قله تشگر پیشنهاد می گردد.

برای مسیریابی سنگچین و فلش وجود دارد لیکن در برخی موارد نیز سردرگم خواهید شد و بهتر است از راهنما و جی پی اس بهره ببرید و حداقل ترک مسیر را درون گوشی خود داشته باشید.

صعود قله جانستون و فرود از خط الراس نسی جر(23 تیر 1402)

صبح روز جمعه 23 تیر 1402 به اتفاق آقایان مظفر کشاورز، امیر شریف فر و محمد نخلی محل به روستای آبنیک رفتیم. ساعت 5:30 صبح از بالای باغ ها و نزدیکی رودخانه پیماش را آغاز کردیم و پس از عبور از رودخانه تا دشت جانستون و غار بیوک پیمایش داشتیم.

ساعت 7 صبح در غار بیوک صبحانه خوردیم و ساعت 7:30 مجددا ادامه مسیر دادیم.ساعت 9:24 بود که ابتدای خط الراس رسیدیم. ارتفاع 3676 متر بود و ما باید به سمت شمال و قله جانستون غربی ادامه مسیر می دادیم. د برخی نقاط باید از میان صخره ها عبور می کردیم.

ساعت 10:45 صبح پس از کسب ارتفاع 1441 متری به قله 3961 متری جانستون غربی رسیدیم و باز خط الراس را به سمت جانستون شرقی ادامه دادیم. قبل از خط الراس محمد نخلی از ما جدا شد و بازگشت. در مسیی هم گروه آقایان فرامرز و کیومرث صفری را دیدیم و خوش و بش کردیم و با کسب اجازه عبور کردیم. در ادامه خط الراس ساعت حدود 12 ظهر به قله جانستون شرقی رسیدیم. در میانه راه چند باری از میان صخره ها عبور داشتیم و در جلو و پشت خط الراس جابجا شدیم. در ادامه قبل از قله نسی جر تصمیم گرفتیم فرود برویم.

کمی روی خط الراس استراحت کرده و سپس با انتخاب بهترین مسیر فرود اقدام به پایین رفتم کردیم. از روی یال های منتهی به مسیر مشترک خرسنگ ها پایین رفتیم ساعت 15:30 کف دشت و رودخانه بودیم و ادامه مسیر تا غار بیوک و نهایتا دشت جانستون را پیمایش کردیم. ساعت 17 به محل پارک ماشین رسیدیم و در بازگشت از فشم میوه فصل خریدیم و فالوده شیرینی صعود آقای شریف فر صرف شد و برنامه با رسیدن به تهران به پایان رسید.

صعود قله قالیکوه الیگودرز (16 تیر 1402 - ارتفاع 4085 متر)

بامداد روز جمعه 16 تیر 1402 ساعت 2 صبح از شهر خمین به اتفاق آقای محمد طاهری به سمت الیگودرز و جاده شول آباد حرکت کردیم. ساعت 4 صبح به منطقه پامزرعه در مسیر شول آباد رسیدیم و با توجه به خواب آلود بودن ساعتی را در ماشین استراحت کردیم و بعد از پارک ماشین در مکانی مناسب و سپردن آن به افراد محلی ، ساعت 6 صبح از ارتفاع 2505 متری منطقه پیمایش را آغاز کردیم. از میان بوته های گون بلند عبور می کردیم و در پاکوبی مشخص ادامه مسیر می دادیم.

45 دقیقه بعد به منطقه دشت ریبا رسیدیم. از میان این دشت عبور کردیم. باقیمانده درختان ارس در میان صخره ها زیبایی خاص خودش را داشت. ساعت 7 صبح در آن سوی دشت به چشمه رسیدیم. جایی که محل اطراق عشایر بود. ارتفاع حالا 2862 متر بود. از مسیر بالای چشمه به سمت چال خرسان حرکت کردیم و با رسیدن به بالای گردنه قله کازینستان نیز نمایان شد. تراورس طولانی را تا چال خرسان طی کردیم و در ارتفاع 3200 متر پیش می رفتیم. ساعت 8:20 دقیقه به محل استقرار چادر عشایر در چال خرسان رسیدیم. پس از استراحتی کوتاه مسیر قله را در پیش گرفتیم.در میانه راه از یک رودخانه میان دره نیز عبور کردیم. یخچال های قالیکوه همچنان باقی بود اما کم عمق شده بودند. حدوود ساعت 11:30 به شیب زیر قله و مسیر سنگلاخی آن رسیدیم. ساعت 12:25 نیز پس از 1934 متر صود به قله 4085 متری قالیکوه رسیدیم و بعد از ثبت عکسهای متعدد از قله و منطقه اطراف نهایتا ساعت 12:45 فرود را آغاز کردیم.

مسیر امده را بازگشتیم ساعت 15 از رودخانه مسیر عبور کردیم که نیاز به درآوردن کفش نداشت و از روی سنگ ها عبور کردیم. در مسیر در چال خرسان هم استراحتی کوتاه داشتیم و خوش و بشی با عشایر منطقه شد. ساعت 18:45 عصر قبل از غروب آفتاب به محل پارک ماشین رسیدیم و به سمت خمین به راه افتادیم و برنامه پایان یافت.

نکات برنامه:

با توجه به بده بستان های مسیر زمان نرمال صعود دو روزه است.

صعود یک روزه این مسیر کمی سنگین بوده و نیازمند کوله ای سبک بار و حمل آب بیشتر می باشد به خصوص در تابستان که گرمای هوا در مسیر اذیت کننده است.

احترام به عشایر و افراد محلی باعث ایجاد احساس اعتماد دو طرفه خواهد شد.

برای برنامه یک روزه قالیکوه تعداد نفرات تیم باید محدود و کم تعداد باشد.

صعود قله روته (9 تیر 1402)

صبح روز 9 تیر 1402 به همراه آقایان علیرضا فراهانی و پویا مجیدی به روستای روته فشم رفتیم. متاسفانه به خاطر عجله در بستن کوله جوراب همراه نیاورده بودم و به فشم برگشتیم و از تعاونی مصرف فشم که ساعت 8 باز شد یک جفت جوراب معمولی گرفتم و نهایتا ساعت 8:30 صبح به پای کار در روستای روته بالاتر از ویلاسازی ها و در امتداد رودخانه رسیدیم. جایی که از یک کوچه باغ منتهی به استخری کوچک به پاکوب باغ ها و نهایتا پاکوب کوهنوردی می رسد که البته پیدا کردن پاکوب کوهنوردی بدون داشتن ترک مسیر کمی دشوار است.

ساعت 9:45 در سایه صخره ای بزرگ استراحت کردیم و مختصری صبحانه که دیر هم شده بود میل کردیم. مسیر تقریبا سرسبز بود اما شدت گرما به تدریج افزوده می شد. مسیر در شیب تندی ادامه داشت و گاهی هم دست به سنگ می شدیم. سنگ های ریزشی هم در برخی از مواقع ریسک خودش را داشت. خلاصه به زیر قله رسیدیم روبروی ققله بودیم و دو مسیر در پیش رویمان بود مسیر غربی که از سمت آبک دیده می شود را رفتیم و به خاطر اینکه دید کافی به باقی مسیر نداشتیم بازگشتیم و از شرق قله صعود کردیم. ساعت 12:30 به قله روته رسیدیم. ارتفاع قله حدود 3250 متر بود و ما زا پای کار 1000متر صعود داشتیم.

پس از اندکی استراحت مسیر رفته را بازگشتیم. حدود ساعت 15:10 به استخر و باغ نزدیک روستا رسیدیم و ناهار مختصری خوردیم. ساعت 16 به ماشین رسیدم و سپس به سمت تهران آمدیم. ساعت 18 به تهران رسیده در کبابی گلبرگ به اتفاق دوستان ناهار مفصل صرف شد و برنامه به پایان رسید.

نکات برنامه:

شیب این قله در برخی از نقاط مسیر تند و نیازمند گام برداری آرام است.

در پیدا کردن مسیر صحیح رسیدن به قله از ترک های مختلف استفاده کردیم که به قله برسیم.

در دست به سنگ های مسیر مراقب ریزش سنگ روی نفرات پشت سر باشید.

بعد از استخر و باغ آخری، دیگر دسترسی به آب وجود ندارد و در تابستان حتما آب کافی همراه داشته باشید.

پیمایش خط الراس دارآباد به کلکچال (22 اردیبهشت 1402)

ساعت 5 صبح روز 22 اردیبهشت سال 1402 به همراه آقایان حمید کرمی، علیرضا فراهانی، امیرحسین یمینی، امین بحرینی و خانم شهبازی از محل خیابان محبی یا پارکینگ دارآباد به سمت یال شن سیاه و قله دارآباد به راه افتادیم. ساعت 7 صبح به سربازخانه رسیدیم. کمی استراحت کردیم و سپس به پیمایش ادامه دادیم.

حدود ساعت 9 صبح قله دارآباد رسیدیم. پس از گذر از جانپناه دارآباد کم کم آماده پیمایش خط الراس شدیم. ساعت 10 پس از گذر از چند تیغه کوتاه یک فرود حدود 5متر هم داشتیم که با احتیاط عبور کردیم. ساعت 13 هم به ابتدای تیغه های لارکرور رسیدیم و دوستان از این مسیر عبور کردند و من از زیر تیغه ها رفتم منتظر ماندم تا بیایند. پس از استراحتی کوتاه ساعت 16 بر فراز قله لزون شرقی بودیم و نهایتا به سمت گردنه پیازچال فرود رفتیم. ساعت 17 بود که از کنار چشمه پیازچال و برفچال های زیبایی که باقی مانده بود عبور کردیم و نهایتا ساعت 18:45 اردوگاه کوهستانی کلکچال بودیم. عصر روز بهاری زیبا گذشت و پس از حدود سی کیلومتر پیمایش حدود ساعت 20 به پارک جمشیدیه رسیدیم و برنامه به پایان رسید.

این برنامه برای آمادگی رفقا برای پیمایش خط الراس دوبرار تدارک دیده شده بود.

صعود قله دماوند از رخ غربی (29 و 30 تیر 1402)

مدتی بود که با دوستان ورزشکار از گشت در طبیعت زیبای ایران، صعود به کوههای سر به فلک کشیده و نشاط حضور در کوهستان سخن می گفتیم. هر کس از علاقه وافر خود به تجربه برنامه کوهنوردی و بیان خاطرات شیرین گذشته می گفت، دوستان پیشنهاد کردند به مناسبت سال روز تاسیس بانک مرکزی، برنامه ای تدارک شود تا جمعی از همکاران با حضور بر بلندای کوه این روز را گرامی دارند. از این رو مقرر شد یک گروه از کوهنوردان با انجام تمرین های هوازی و تجربه حضور در کوهستان آمادگی لازم را برای صعود بلندترین قله ایران کسب کنند. گروهی تشکیل شد و بسیاری از همکاران علاقمند به کوهنوردی در آن جمع شدند، از آمادگی و تجربه های کوهنوردی اخیر خود گفتند و در نتیجه تیم کوهنوردان با 9 نفر شرکت‌کننده تشکیل شد.

محدودیت های برنامه ریزی برای کوهپیمایی از یک سو و چالشهای محیط زیستی گریبان گیر کوه دماوند از سوی دیگر، دغدغه‌های برنامه را افزایش می داد. از طرفی نمی خواستیم مسیر سخت و پرمخاطره ای را برگزینیم و از سوی دیگر مسیرهای سهل الوصول قله دماوند نظیر مسیرهای جنوبی و شمال شرقی و حتی رخ شمالی دماوند سال هاست که در میانه فصل تابستان مقصد تعداد زیادی از علاقمندان به کوهنوردی و طبیعت گردی است و در واقع اضافه نمودن بار حضور یک تیم نه نفره به آن جمعیت و شلوغی مسیر و ... چندان خوشایند نبود. به هر روی مسیر غربی دماوند برگزیده شد. مسیری پرشیب، سرد و در مقاطعی پوشیده از برف و سنگ های در هم تنیده... این مسیر از 16 مسیر اصلی و فرعی صعود قله دماوند شاید سخت‌ترین آن نباشد اما قطعا از سایر مسیرهای اصلی صعود جذاب تر، خلوت تر و در عین حال صعب الوصول تر بود. روز اجرای برنامه نیز به همین ترتیب با توجه به پیش بینی هواشناسی و لحاظ تعطیلی مناسب پایان هفته با حساسیت پیگیری شد و نهایتا 29 و 30 تیرماه 1402 (پیش از پیک حضور کوهنوردان در کوه دماوند) تعیین گردید.

با چک کردن بیمه ورزشی همه اعضای تیم، تقسیم وظایف و کنترل لوزام موردنیاز ایشان، تیم 9 نفره ساعت 4:30 بامداد روز پنجشنبه مورخ 29 تیرماه با چهار خودرو شخصی از تهران به سمت قرارگاه فدراسیون کوهنوردی در روستای پلور به راه افتاد. طبق هماهنگی بعمل آمده ساعت 6:30 صبح دو دستگاه خودروی آفرود برای انتقال اعضای تیم و کوله پشتی های پر از لوازم شب مانی، چادر، غذا و وسایل لازم برای کوهپیمایی دو روزه به پارکینگ رخ غربی دماوند، در محل قرارگاه کوهنوردی حاضر شدند. بارگیری لوازم انجام شد و نفرات به خودروها سوار شدند و مسیر محیطبانی دلیچای واقع در غرب دماوند به سمت دشت ورارو و دشت سرداغ پیش گرفته شد. پس از حدود یک ساعت و ربع آفرود سواری در فراز و نشیب جاده عشایری منطقه لار به مکانی موسوم به پارکینگ غربی دماوند رسیدیم. 8 صبح ساعت حرکت و آغاز پیمایش تعیین شد.

حدود 8 صبح پیمایش را به آرامی از ارتفاع 3450متری پارکینگ غربی آغاز نمودیم. برای حفظ انرژی تیم به قصد استفاده آن در روز صعود حرکت را کندتر از معمول انجام دادیم. این موضوع دو مزیت داشت، بدن های آماده شده در ارتفاع تقریبا 1500متری تهران را به تدریج با ارتفاع بالای 3هزار متر آشنا می کرد و فرصت لذت بردن از مناظر طبیعی منطقه را نیز فراهم می نمود. استراحت های طولانی اعلام می شد. با حوصله عکاسی می کردیم و از خاطرات بانک، کوهنوردی و ورزش می گفتیم. خاطره هایی که اکنون در حال ساخت یکی از آن ها در دامنه دماوند زیبا بودیم.

ساعت از 12:00 ظهر گذشته بود، حالا به ارتفاع 4200 رسیده بودیم جایی که پناهگاه سیمرغ در آن قرار دارد. پناهگاه سیمرغ که حدود سی سال پیش با همت تعدادی از کوهنوردان عاشق کوهستان نظیر مرحوم بهمن شهوندی، مرحوم مهدی سلطانی و ... با گنجایش بالغ بر 30 نفر پایه گذاری و ساخته شد. جاده ای که از محل اتراق عشایر به پارکینگ غربی می رسید نیز تابلوهای راهنمای قدیمی داشت که این تابلوها نیز یادگار کوهنوردان و طبیعت دوستانی است که همواره لذت بردن دیگران از مواهب طبیعت را بر آسایش خویش مقدم داشته اند. تا ساعت 15 استراحت اعلام شد تا همنوردان پس از صرف ناهار فرصتی برای پلک بر هم گذاشتن و جبران بی خوابی صبح را داشته باشند. با توجه به خلوت بودن مسیر و پناهگاه تصمیم گرفته شد در محل پناهگاه استقرار یابیم و از نصب چادر در کنار پناهگاه صرف نظر شد. به جز یک نفر از اعضای تیم که علاقمند به استقرار در چادر و شب مانی در چادر کوهنوردی و پیش از این نیز تجربه این موضوع را دارا بود.

ساعت 15:00 همه گرد هم آمدیم تا برای انجام پروسه هم هوایی و آشنایی با قسمتی از مسیر که مقرر بود شبانه عبور کنیم حدود 300 متر ارتفاع را صعود کنیم و به پناهگاه برگردیم. هم هوایی و انطباق بدن با ارتفاع بالا به ما کمک می کرد استراحت و شب مانی مناسبتری داشته باشیم. این کار تا ساعت 18 به تدریج انجام شد. در بازگشت هم از برفچال های در حال ذوب ارتفاع بالاتر برای ذخیره آب زلال آوردیم. چایی دم غروب دم کشیده بود و همه در ایوان پناهگاه گرد هم آمدیم تا غروب زیبای خورشید که از رخ غربی کاملا نمایان است را ببینیم. گروهی چهار نفره از کوهنوردان مشهدی هم به ما پیوستند، آن ها شش شب گذشته را در کوه گذرانده بودند حرکت خود را از قله آزادکوه آغاز کرده بودند و با گذر از قله های رفیع البرز مرکزی حالا آخرین شب برنامه خود که پایان آن صعود از غربی و فرود از رخ جنوبی دماوند بود را پشت سر می گذاشتند. از غروب گذشت و ظلمات شب فرا رسید. بنا بود ساعت 3 بامداد از خواب برخیزیم و به سوی قله حرکت کنیم برای این منظور شام زودتر صرف شد. حدود ساعت 22 شب رگبار باران شروع شد تا یک ساعت بارش ادامه داشت. سقف پناهگاه در قسمتهایی چکه می کرد و روی کیسه خواب همنوردان می ریخت. با بیدار کردن دوستان و جابجایی مختصری که انجام شد. از خیس شدن ایشان جلوگیری گردید.

ساعت 3 بامداد روز 30 تیر 1402 به اتفاق تیم 9 نفره کوهنوردان بانک از پناهگاه سیمرغ بیرون رفتیم، هوا سرد بود و لباس های گرم همنوردان بر تن و چراغ های پیشانی بر سر بسته در تاریکی شب به آرامی ارتفاع گرفتیم. بارش باران مسیر را با رطوبتی مطبوع تا ارتفاع 4800 همراه ساخته و سپس با پوشش سفید برف تا قله با راتفاع حدود 10 سانتیمتر صحنه های زمستانی آفریده بود. افتاب در رخ غربی از سایر مسیرهای دماوند دیرتر به کوهنورد می رسد و همین سرمای بیشتری به کوهنوردان تحمیل می کند. آرام پاکوب میان سنگ ها و شن های پوشیده از برف یال غربی را بالا رفتیم. حدود ساعت 4 و نیم هوا روشن تر شد و چراغ پیشانی از سر بازکردیم و با استراحت های مکرر و مختصر به تدریج ارتفاع می گرفتیم. آقای مهدلو از ما جلوتر می رفت و در آن سرمای شبیه زمستان و در بین بلورهای برف دستکش از دست بیرون می کشید و عکاسی می کرد. آقای کشاورز باتجربه ترین فرد تیم نفر اول گروه صعود می کرد و سایر اعضای تیم با گام های وی هماهنگ می شدند. احمد صفری که چابک ترین عضو تیم بود در مواقعی برای ایجاد هماهنگی و شناسایی مسیر پیش قراول می شد. پیام معتمدی، مجتبی اصلانی، فرامرز صفری و داود عمادی در میانه تیم مستمرا حرکت تیم را ادامه می دادند و در انتهای تیم جنانی و کیانی مراقب بودند که تیم با سرعت مناسب و به تدریج و بدون اتلاف انرژی به صورت یکنواخت مسیر را تا قله ادامه دهد. کار تیمی صحیحی صورت گرفته بود و ناخودآگاه همه در نقشی که مستعد آن بودند عالی نقش آفرینی می کردند. نور خورشید در سویی از دشت سرداغ می تابید در سوی دیگر ابرها به سرعت از ورارو به بالا کشیده شده گاهی کمی بارش برف دیده می شد. سوز سرما کمتر شده بود و صحنه های طبیعت با نقش بستن رنگین کمانی زیبا بر دامنه دماوند اوج شکوه خود را به نمایش می گذاشتند. مسیر یک خط سیر زیگزاگ تا قله بود و گاهی این زیگزاگ در ارتفاع بالای پنج هزار متر وارد صخره های کوچک و بزرگ یال سنگی غربی می شد. نهایتا تیم با گام برداری به تدریج و یک دست ساعت 11 صبح به قله دماوند رسید.

ساعت 11 بود و حالا همه ما نه نفر بر فراز قله دماوند ایستاده بودیم. گرچه خستگی بر چهره برخی از اعضای تیم مشهود بود اما لحظه دیدن قله و حال خوب بام ایران چنان انرژی سرشاری را در ایشان جاری کرد که در قله اثری از خستگی در ایشان نمی دیدی. هدف فقط قله نبود، هدف صعود سلامت، ایمن و همدلانه به این قله بود و خاطره ای که بی نظیر است. ذیل نام بانک مرکزی که ما را در یک جا جمع کرده، ارمغان سلامتی و تندرستی از راه ورزش را به ما ارزانی داشته و حالا پای ما را به بلندترین نقطه ایران زمین باز کرده است. بانک کوهنوردان بسیاری دارد که جای تک تک ایشان خالی بود. دور کاسه دماوند چرخی زدیم. هر کس از اعضای تیم نجوایی عاشقانه داشت یکی در گوشه ای از قله افتخار صعودش را به خانواده اش تقدیم می کرد، دیگری یادی از همکاران و ورزشکاران بانک می نمود، عزیزی یادی از درگذشتگان بانک و آنان که در بین ما نیستند نمود و دیگری آرزویش که بهبودی بیماران و سلامت همکاران بود را بر لب جاری می ساخت و جایشان را خالی می کرد. تیم همدل ما از بخش های مختلف بانک گرد هم آمده بودند از بازنشستگان عزیز تا شاغلین سازمان تولید و هیئت عامل و نظارت و ...، این همدلی کارکنان بانک را کجا بهتر از اینجا یعنی بام ایران می توان به نمایش گذاشت، ما همه عضوی از خانواده بانک هستیم که هر یک نقشی در اهتزاز پرچم بانک داریم. همدیگر را در آغوش کشیدیم، صعود به دماوند را به هم تبریک گفتیم و پس از گرفتن عکسی خاطره انگیز مسیر فرود را از همان رخ غربی دماوند پیش گرفتیم.

سرعت تیم در فرود بیش از سرعت صعود بود، تیم سرشار از انگیزه ناشی از صعود موفقیت آمیز به بام ایران حالا مسیری که 8ساعته صعود کرده بود را در کمتر از 4 ساعت فرود آمد، البته که در مسیر بازگشت خبری از برف های نشسته بر کوه نبود و همه ذوب شده بودند و در برخی مقاطع شن اسکی نرم مسیر هم کمک شایانی به فرود راحت تر می نمود. ساعت حدود 16 عصر به پناهگاه سیمرغ رسیدیم. بلافاصله و بدون فوت وقت لوازم خود را جمع آوری کردیم و سمت مبدا صعود رد پارکینگ غربی به راه افتادیم. حدود ساعت 18:15 عصر به پارکینگ غربی رسیدیم. حالا باید منتظر رسیدن خودروهای آفرود باشیم. چون رخ غربی آنتن دهی تلفن همراه ندارد تنها در ارتفاع 5300 متری یک لحظه هماهنگی برای ساعت 7:30 انجام شده بود لیکن برای هماهنگی دوباره ارتباطی برقرار نمی شد. ساعتی را به تماشای غروب زیبای خورشید نشستیم و کمی تنقلات میل کردیم. و حدود ساعت 20 هر دو خودروی آفرود سر رسیدند و پس از بارگیری بارها سوار شدیم و ساعتی بعد در قرارگاه کوهنوردی پلور برنامه با رسیدن سلامت همه عزیزان به پارکینگ به پایان رسید.